Gentlemanshusband

#Gentlemans_husband

#Gentlemans_husband
#Season_two
#part_222


دیگه حس بدی بهش نداشتم
امشب اینقدر حالم خوب بود که هیچ انرژی منفی بهم نزدیک نمیشد!
دلم میخواست دیگه تموم شه این غریبی بینمون..
منم متقابل بغـ.لش کردم و اروم پچ زدم

+دلم برات تنگ شد بود بابایی

اروم از خودش فاصلم دادو بو.سه ای روی موهام کاشت
لبخند غمیگنی زد

_منم همینطور عزیزم..منم..
بیا بریم، بقیه منتظرتن

باشه ای گفتم و همراهش سمت بقیه رفتیم.
با دیدن یه مسیری که اونجا هستو با گل و شمع درست شده کپ کردم
وای خدا!
همیشه ارزو داشتم توی یکی ازینا حرکت کنم!!! باورم نمیشه ارزوم براورده شده..
جودی اهم اهمی کرد و رو به جونگکوک گفت

_جونگکوک عجله کن دیگه عروس خانوم منتظره

جونگکوک خندیدو اومد کنارم ایستاد

_بریم؟

منکه گل از گلم شکفته بود لبخند ذوق زده ای زدم

+ واای اره

جین که انگار شده بود فیلم بردار، کل حرفا و حرکاتمون رو ضبط میکرد!
باهم همون مسیر گل شمعیو طی کردیم..
همینکه رسیدم اخرش چشمم به میز بزرگی افتاد که اصلا نمیدونم چطوری بگم!
بی اندازه شیک شده بودو با بادکنک های مشکیو سفید تزیین شده بود
روش کیک ساده ولی شیکو بزرگی بود و چنتا هله ووله با حوصله چیده شده بود روی میز
با دیدن میز ناخدا گاه دهنم باز موندو دستمو گذاشتم جلو دهنم
درسته ازدواج ما اجباری بود، ولی مگه یه زندگی ایدآل دیگه چی میخاست؟

سمت میز رفتم و روی صندلی که پشتش بود نشستم
هنوزم غرق در شوک و ذوق بودم
خونه تاریک بودو همین فضارو شیک تر کرده بود
تهیونگ چند بار دست زد تا نگاها سمتش بره و بعد با صدای رسا گفت

_خب خب بهتره بریم عکس بگیریم چون الان میخوایم کیکو غذا بخوریم دیگه حسش نیست عکس بگیریم!

همه با سر تایید کردن
کلی عکس  گرفتیم.
چنتا عکس با دخترا و چنتا با جونگکوک
و همینطور با مادر جونو پدرجون و صد البته پدرم گرفتیم...
اینبار جنی شیطون رو بهمون گفت

210 لایک
دیدگاه ها (۱۰)

Forced to be by your sideبه اجبار کنار توpart: 29همه‌جا تاری...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟎جونگکوک چند ثانیه به اِریا خیره موند.ـ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۵._ حالا با یه بچه،...

پارت ۱۳بالاخره آخر هفته رسید.نیلسو جلوی آینه ایستاده بود و ب...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

چند پارتی

Destiny part 13

𝑾𝒊𝒍𝒅 𝑳𝒊𝒍𝒚୨ৎلیــلــیوم وحــشی²پدر تهیونگ،آقای ته‌هیون که تمام...

پارت ۲ ویو ا.ت با صدای مزخرف زنگ گوشیم از خواب بلند شدم چند ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁷بعد از خوردن صبحونه از اتاق اومدم بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط