My vampire partner part  ۶۹

My vampire partner part : ۶۹

لیکا دستش را پشت سرش گذاشت و به صندلی اش تکیه داد و حالت صورتش جوری بود که انگار نه انگار در مورد یک چیز شخصی بحث میکنند
_ همچین نیازی داری؟
صورتش برافروخته شد
نه نداشت
و تا آنجایی که میدانست خون آشامان دیگر نیز نداشتند والکریها هم چنین نیازهایی نداشتند چون آنها هم چیزی نمیخوردند
_ سرخ شدنت جوابمو داد پس همچین نیازی نداری
او از هیچ چیزی خجالت میکشید؟
هشدارها به صدا در آمد وقتی که دید نگاه تحلیلی به اوانداخت ، نگاهی که باعث میشد حس کند حشره ایست که بالش زیر میکروسکوپ است
_ چقدر با زن های انسان تفاوت دارین؟ میدونم اشک هات صورتیه، عرق میکنی؟
البته که میکرد
همونطور که پزشک عمومیم. میگه نه برای نود دقیقه ورزش در هفته
عالی شد او را گیج کرد ولی نه برای مدت زیاد...
_ عرقت صورتيه ؟
+ نه اشک به ناهنجاریه باشه؟ من کاملا شبیه زن های دیگه ام در مورد چیزهای بی ادبانه ای که بهش اشاره کردی
_ نه نیستی من تبلیغات تلویزیون رو تماشا کردم...در طول روز و همه ی اونها در مورد زن هاست تو شیو نمیکنی ولی پوستت تو جاهایی که اونها شیو میکنن نرمو بیموعه من وسائل تو گشتم و متوجه شدم تو همچین وسائلی برای اصلاح بدنت نداری
بدنش منقبض شد و آماده ی جهش از میز شد، وقتی جیمین پایش را دراز کرد و یک پای سنگینش را کنار پوتین او گذاشت او را متوقف کرد
_ شایعاتی در مورد زنهای خون آشام هست که نابارورن وقتی مرد خون آشام عروسشو پیدا میکنه صاحب هیچی نمیشه و اینجوری نژادتون جمعیتش کم میشه این دلیلیه که دیمستریو سعی کرد تمام زن های هورد رو بکشه؟
اِما ابدا این را نمیدانست
نگاهش را به پایین و میز که بنظر لرزان میرسید دوخت
پیشخدمت تلاش زیادی برای تمیز و مرتب کردن میز کرده بود ولی هنوز هم خرده ریزهایی وجود داشت
خرده ریزهایی برای او
چون او عجیب الخلقه ای بود که نمیتوانست به ظروف نقره دست بزند و ظاهرا نمیتوانست بچه ای داشته باشد
او هیچ وقت عادت ماهیانه نداشت چون نابارور بود؟ لیکا تکرار کرد
_ حقیقت داره؟
اِما غر زد
+ کی میدونه دمیستریو چه فکری میکنه؟
_ گمونم هیچکس
شانه هایش را به عقب تکیه داد
+ ولی هنوز هم موهایی دارم که میخوام بررسیشون کنم و داستان های کوتاهی از یه قرار مزخرف دارم که میخوام بازگو کنم پس میخوام به سرویس خانوم ها برم
دستور داد
_ مستقیما برگرد پیش من
اِما جرات کرد که به او خیره خیره نگاه کند ، سپس با سرعت رفت
امکانات این رستوران با بار مشترک بود پس او باید از میان مردان مست رد میشد
این شبیه پیچ و خم خم یک بازی ویدئویی بود که مملو از دشمن است.....هر کدام از آنها ممکن بود خون آشام باشد... ولی حالا بنظر میرسید خطرش از تحقیر شدن کمتر است

های گایز اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت کنید حتما
دیدگاه ها (۸)

کامیل خودشو پشت یوشیرو جمع کرد حضور اون دوتا خیلی سنگین بود ...

پارت بیست و سوم

_ همون چیزایی که قبلا میگرفتی. به علاوه سالی یه مدل گوشی جدی...

هم سلولی خطرناک (part5) ماشین توی جاده‌ی تاریک پیش می‌رفت چر...

حتما بادیگارد بهشون گفته بود مه اینا از اون مهمون های مهم و ...

𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐘𝐨𝐮 \ part¹ "توصیف در یک جمله:آن ظهره شوم" آت از ساعت ۸...

چند پارتیپارت ۲سه روز بود که در آن اتاقِ لعنتی حبس بود. فضای...

part 151صدای زنونه ای تو سالن بلند شد و دازای چشماشو باز کرد...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 33به سمت در حرکت کرد...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط