{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انسان که به دنیا می‌آید،

انسان که به دنیا می‌آید،
اذان در گوشش می‌خوانند؛
و آن‌گاه که از دنیا می‌رود،
نماز بر او می‌خوانند...

چه راز عجیبی؛
آغازمان با اذان است
و پایانمان با نماز.

تمام زندگی،
فاصله‌ی کوتاه میان یک اذان و یک نماز است؛
فاصله‌ای که نامش را «زندگی» گذاشته‌ایم.

چه زود می‌گذرد این فاصله...
و چه دیر می‌فهمیم
که برای ماندن نیامده بودیم؛
فقط آمده بودیم تا
از اذان به نماز برسیم.

آمدنمان با ندای خدا آغاز شد و رفتنمان با نماز به سوی خدا؛
و تمام آنچه میان این دو بود، فرصتی بود برای پیدا کردن راهِ بازگشت به او.

یارب تو دانی در این جهان چه باقی می ماند...

ـ

ـ

ـ
دیدگاه ها (۰)

کودکی را چشم برهم زدیم و دنیا گذشت؛یک روز دست‌هایمان کوچک بو...

وقتی دلت تنگ می‌شود،بغضی آرام گوشه‌ی گلویت خانه می‌کندو تو ف...

میگه.....هزار عیب و دو صد نقص در وجـود منستتـو ، با نگاه محب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط