هر گاه چیزی را رها کردم  به سمتم بازگشت و دیر بود

هر گاه چیزی را رها کردم ؛ به سمتم بازگشت و دیر بود.

هر گاه چیزی را رها کردم ؛ به سمتم بازگشت و دیر بود.
مثل دریا که جسدی را پس می زند.
مثل دریایی که عقب می‌کشد،
بهتر می‌بینیم
چه چیزهایی با خود آورده‌اند…
گاهی لبخندی که پنهان کرده بودند،
گاهی کینه‌ای که در عمق نگه داشته بودند،
و گاهی حقیقتی که سال‌ها نمی‌خواستند ببینیم.
فاصله گاهی تلخ است،
اما همیشه چیزهایی آشکار می‌کند که نزدیک شدن‌ها نمی‌توانست...!

🫤
#قشقایی #قشقایی_تورک #زندگی_واقعی
#خدا
#yeki_az_ma
دیدگاه ها (۰)

شهید علی لاریجانی، به‌راستی از نخبگان عرصه سیاست بود؛ شخصیتی...

رمان انتقام ازدواج کامل

پارت ۴: سایه‌هایِ پنهان؛ وقتی رنگ‌ها می‌لرزنداتفاقی که در سا...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۷‌بعد از یک هفته‌ای ...

وقتی یادت رفت مرا دوست داشتی...

هر بار که آدمها فاصله میگیرند

دستگیری ژولیوس سزاردر سال 75 قبل از میلاد، ژولیوس سزار توسط ...

چشم‌هایت شبیه لحظه‌ای هستند که دنیا برای چند ثانیه آرام می‌ش...

نخند..به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو ...

رگ‌های نامرئیاو مثل نفسِ پنهانِ خانه است؛ همیشه هست، آنقدر ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط