{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطره ای از شهید مدافع حرم محمود رضا بیضایی

خاطره ای از شهید مدافع حرم محمود رضا بیضایی
همرزمانش تعریف کردند
برای شناسایی منطقه ای در حلب سوریه به پشت بام مسجد تخریب شده ای رفته بودند ،
گنبد سبز رنگ مسجد ریخته و آسیب دیده بود اما پرچم قرمز رنگی در بالای آن دیده می شد ، باد پرچم را به دور میله اش چرخانده بود و نوشته روی آن دیده نمی شد .
شهید بیضایی بی تفاوت از اینکه توسط تکفیری ها که در نزدیکی آنها بودند ، مورد اصابت گلوله قرار بگیرد ، با شوقی عجیب بالای گنبد می رود و باله پرچم را در باد رها می کند ، روی پرچم سرخ رنگ عبارت
یا اباالفضل العباس نوشته شده بود
همرزم شهید همین طور که دارد از او فیلم می گیرد ، به او می گوید : ان شاءالله بری کربلا
به ساعت نکشید که شهید بیضایی به آرزویش رسید ، در یک کانال چند ترکش به پهلوی چپش اصابت کرد و به شهادت رسید
بالای سرش که رسیده بودند ، نفس های آخرش بود ، غلتیده به خون آرام بود و ذکر می گفت .
جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و شادی ارواح طیبه شهدای گرانقدر صلوات
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
منبع : باشگاه خبرنگاران جوان
دیدگاه ها (۰)

خدایا...؛ اگر در رکاب امام زمان (عج) هزاران بار قطعه قطعه شو...

روایتی عجیب در مورد آخرالزمان

به یاد نادر مهدوی و همرزمانش شجاعش ❤️ ۱۱۶ مهر، سالروز شهادت ...

قصه یازدهم: محمد بن ابیبکر

زندگینامه شهید محمد زیارتی_تنگستان _بندرخورشهاب

امام خمینی را در خواب دیدم که دوبار به من گفت: تو یوسف می‌شو...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پارت ۴۷ — نامه‌ای که نرسیددو ماه از تبعید یورا گذشته بود.حال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط