آغاز منی تو پایان منی تو

آغاز منی تو پایان منی تو

تو ماه شدی تا دل دیوانه بسوزانی من کوه شدم تا به تماشای تو بنشینم

یک عمر به دنبال توام جز تو نمیخواهم من غرق نگاه تو شدم جز تو نمیبینم

آغاز منی تو پایان منی تو بیمار توام مژده ی درمان منی تو

دور از رخ ماهت من گم شده بودم از عشق تو گفتم تو شدی بود و نبودم

باران شده ام حالت گیسوی تورا قصه کنم دانه به دانه

افسانه ی چشمان تو در گوش جهان تازه کنند خانه به خانه

تنها نه منم عاشق و دیوانه ی لبخند قشنگی که تو داری

منظومه به هم ریزد اگر خنده کنان پا به خیابان بگذاری

آغاز منی تو پایان منی تو بیمار توام مژده ی درمان منی تو

دور از رخ ماهت من گم شده بودم از عشق تو گفتم تو شدی بود و نبودم
دیدگاه ها (۲۴)

عاشقانه های شبنم

وقتی لب تو خنده زد

تو نمی‌دونی ولی باد لای موهات منم. اون شب که درد داری، گرمی ...

گفت آخ آخ دلا از دست تنهایی به جونُم، گفتم منکه همه‌ی درونم ...

رمان عشق ممنوع

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات #part4خندیدم_خب پس پاشو بیا تو تا بچت...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۹ *مروارید*یه روح ، در حال رقصیدن ...

قسمت ۸(بخش دو)

بفرست برای اونی که باید: 💌بهت قول میدم که تو هر شرایطی کنارت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط