عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کرد

عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کرد

عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کرد
خواب بودم که شبی عشق تو بیدارم کرد
آمدم گریه کنم تا تو نگاهم بکنی
چون ستاره به تماشای شب تارم کرد
آمدی خواب مرا از چه پریشان کردی
گفتی عاشق شده‌ام عشق تو بیمارم کرد
آمدی خانه‌ی ویرانه گلستان کردی
بوسه‌ای از لب تو شهره‌ی بازارم کرد
آمدی دل ببری یا بخری فهمیدم
وقت خواب آمدی و عطر تو بیدارم کرد
تا تو را دیدم و دل را به تو دادم آن شب
مست بودم که به شب مهر تو دلدارم کرد
دیدگاه ها (۰)

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

وقتی لب تو خنده زد

*🩷 𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋اون شب، جیمین شمع‌ها رو فوت کرد.🎂و درست همون لحظ...

عاشقانه های شبنم

رمان جیهوپ قسمت ششم

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

چندپارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط