{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خب بزارید داستانم رو براتون تعریف کنم طولانی نیست ولی : د

خب بزارید داستانم رو براتون تعریف کنم طولانی نیست ولی : در تاریخه : ۱۴ مهر ماه من از مدرسه اخراج شدم 😃 بخواتر اینکه با مشت زدم ✊ دهن مدیرمون 😕 به من تهمت زده شد که چیز رو انداختن گردن من و منم انقدر اعصابم که خورد شد ( پریودم هم بودم ) میز و صندلیو 🪑 بلند کردم انداختم زدم توی دهن مدیرمون ناظم میخواست جلومو بگیره دستم هم به صورت اونم خورد 😆 بعد دیگه هم اون بچه ی کلاس هفتمی که بهم تهمت زدن و از جمله مامانش رو زدم کیفمو برداشتم 🎒 تا نتونستم دویدم و از مدرسه فرار کردم 🏃‍♀️ حالا اون روز زنگ زد به بابام و مامانم ولی خب آخرش آبجیم اومد مدرسه و منو اخراج کردن راستی من کلاس نهم هم هستم 😜 ( نکته : انقدر صورتش بد فرم کرده بود من نتونستم جلوی خندم رو بگیرم 🤣😅 ) آخرش هم به مدیرمون فا*ک 🖕 و بیلاخ 👍 نشون دادم
همین پایان اتفاقات ۲ روز گذشته من باید برم الان دنباله مدرسه بگردم 😞 بخواتر همین ممکنه نتونم زیاد فعالیتی داشته باشم 😶 هییییییی روزگار بد 😕😔 ولی خوشحالم که اخراج شدم 😁 خیلییی زیا___ کی گفته من اسکارتم ؟ 🙄 این چهارمین ۴ اخراجی هست که گرفتم فکر نکنم جایی منو قبول کنه 😅
دیدگاه ها (۱)

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p1ویو کوک°نور خور...

پارت دو: وییوی جیسونگ:مثل همیشه وارد کلاس شدم هر چی نشستم جه...

پارت اول | پشت نگاه سردت 🦋صبح با صدای زنگ گوشی از خواب بیدار...

پارت ۱۱ویوی تهیونگ از خواب بیدار شدم و رفتم دستشویی و دست و ...

𝙿𝚊𝚛𝚝𝟸[View مری]همین که حرف جین رو شنیدم، یکم تعجب کردم.یعنی ...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

پارت ۱ فیک:کابوسِ مدرسه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط