پارت 1

پارت 1

پارت 1
ات:(همه بچه ها با دیدنش خوشحال میشدن و باهم دیگه راجبش صحبت میکردن مثل اینکه فقط من اینجا بودم که با دیدنش روزم به گند کشیده میشد ... سریع وارد راهرو شدم و به سمت کلاسم رفتم که به محض وارد شدنم به کلاس پایی جلوی پام قرار گرفت و باعث شد بخورم زمین و کل کلاس شروع کردن به خندیدن)

جیمین: بهت گفتم پشیمون میشه (خنده)

ات :(از حرص دستمو مشت کردم و از جام بلند شدم و با نفرت تو چشاش خیره شدم)

ات :فکر کردی با اینکارو میتونی کاری کنی که ازت بترسم؟ (عصبی )

جیمین: فکر نمیکنم.... مطمئنم

ا. ت :هع مطمئن نباش چون......

&:اوه اوه بچه ها بشینید آقای جنون داره میاد

ات:( زبونم بند اومده بود و توان ادامه دادن حرفمو نداشتم... به سمت صندلیم رفتم و سرجام نشستم که با وارد شدنش از جامون بلندشدیم)

کوک: این زنگ ورزش دارید؟ (جدی )
همه :بله

کوک :خب آقای جین و و امروز نتونستن بیان زنگ ورزشتون با من هستش... همگی داخل سالن ورزش آماده باشید (جدی ) از کلاس خارج شد
دیدگاه ها (۴)

وقتی درسش بد بود و..

رمان :«پسر عموی جذابم»part:4ویو «سلین»که مدیر گفت :-بفرمایید...

وقتی درسش بد بودو ..

پدر خوانده فصل دو

پارت سه وارد کلاس که شدم اولین چیزی که چشم بهش خورد جیمین بو...

سرنوشت پارت (۱۲)

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

وقتی هم دانشگاهی بودید و Part:⁴حتی فکرشم بهم حالت تهو دست م...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات#part1_ات*اول صب با صدای الارم گوشی بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط