پارت سه
پارت سه
وارد کلاس که شدم اولین چیزی که چشم بهش خورد جیمین بود اونم داشت نگاهم میکرد و بعد معلم گفت که خودمو معرفی کنم
+ سلام من اتم خیلی خوشحال که داخل این کلاسم ( و یک لبخند زدم )
بعدش پرسیدم کجا باید بشینم گفت که برم اون میزی که یکم با جیمین فاصله داشت من رفتم و نشستم
دیدگاه جیمین
قراره خوشبگذره که این دختر دختر داخل این کلاسه انگار اسمش اته
دیدگاه ات
از وقتی نشستم نگاه های جیمین رو روی خودم حس میکنم خیلی نگاه میکنه از بغل چشم که نگاه میکنم بهش بدنم میلرزه
وارد کلاس که شدم اولین چیزی که چشم بهش خورد جیمین بود اونم داشت نگاهم میکرد و بعد معلم گفت که خودمو معرفی کنم
+ سلام من اتم خیلی خوشحال که داخل این کلاسم ( و یک لبخند زدم )
بعدش پرسیدم کجا باید بشینم گفت که برم اون میزی که یکم با جیمین فاصله داشت من رفتم و نشستم
دیدگاه جیمین
قراره خوشبگذره که این دختر دختر داخل این کلاسه انگار اسمش اته
دیدگاه ات
از وقتی نشستم نگاه های جیمین رو روی خودم حس میکنم خیلی نگاه میکنه از بغل چشم که نگاه میکنم بهش بدنم میلرزه
- ۱۸۱
- ۰۵ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط