{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت سه

پارت سه
وارد کلاس که شدم اولین چیزی که چشم بهش خورد جیمین بود اونم داشت نگاهم میکرد و بعد معلم گفت که خودمو معرفی کنم
+ سلام من اتم خیلی خوشحال که داخل این کلاسم ( و یک لبخند زدم )
بعدش پرسیدم کجا باید بشینم گفت که برم اون میزی که یکم با جیمین فاصله داشت من رفتم و نشستم
دیدگاه جیمین
قراره خوشبگذره که این دختر دختر داخل این کلاسه انگار اسمش اته
دیدگاه ات
از وقتی نشستم نگاه های جیمین رو روی خودم حس میکنم خیلی نگاه میکنه از بغل چشم که نگاه میکنم بهش بدنم میلرزه
دیدگاه ها (۱)

پارت ۴ زنگ خورد داشتم وسایل رو مرتب میکردم و داخل کیفم میزاش...

- میگم میای بریم کافه تریا یک چیزی بخوریم + بریم من که کاری ...

قسمت دوم روز بعد امروز روز اول مدرسه هست دوست ندارم برم مدر...

پارت یک و اینو بگم که ات ۲۳ سالشه و جیمین هم ۲۳، ...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²﴿ویو ات﴾همه‌ی حیاط در سکوت فرو رفته بود...

رومان عشق بینھایت پارت2از زبان کوکاون دختر خیلی خوشگل بود با...

وقتی درسش بد بود و..

رومان عشق بینھایت پارت 2از زبان کوکاون دختر خیلی خوشگل بود ب...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

پارت پنجم | نگاه اولپارک لارامیچا دستم رو گرفت و از بین آدم‌...

《🍻  ❤️  😈ملکه مافیا😈   ❤️   🍻》#part4بعد یه دقیقه میکشیم عقب ...

سناریو در خواستیییی چیفویو

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁶ویو میکا_____فردا شب _...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط