چه صحنه دردناکی

💔 چه صحنه دردناکی...

💔 چه صحنه دردناکی...
وقتی دیگه توان راه رفتن نداری و جگرگوشه ات هم توانش رو نداره ولی مجبوری بری...😭

*{تاریخ نقش ما را قضاوت میکند}*
دیدگاه ها (۰)

👍🏽بدترین غذاب که با ذره ذره جون دادنت باید پس بدی دلکندن از...

می دونی کی دیگه توان نداری ؟وقتی که با این صحنه روبه رو میشی...

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

صبح روز بعد، ات از خواب بیدار شد و مدت زیادی به سقف خیره مون...

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

شروع ات دختر ریندو بود مامانش تو یک سالگی از دست داد به علت ...

٪چه حقیقتی + راستش لیا من راجب خانوادم بهت‌ دروغ گفتم من درو...

مربی موتور سوار

پارت ۱۵ ات خندید و تهیونگ رو بغل کرد ....تهیونگ گفت ...قربون...

به زیباییه مشکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط