عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

تكه اى از ابر سرخ كوچكى بر آسمان
با نگاهى خيس از باران بى پرواى اشك
روى شن ها مى نوشتم : "گم شده يك حال خوب "
در هواى سرد پاييزى تنم يخ كرده بود
سينه ام مى سوخت در تب،شعله اى بى انتها
با خودم گفتم:خدايا كاش خيلى باشتاب
مى رسيدم به زمان انتهاى ماجرا
قامت بالابلندم را درون خود فشرد
ريشه هاى قد كشيده از دل سنگ زمين
من به دنيا آمدم اما نيامد او به من
زار مى زد بر تنم پيراهن تنگ زمين
روى شن ها مى نويسم:حال خوبم گم شده
هر كسى آن را بيابد مژدگانى مى دهم
يك صداى روح بخشى گفت:از آن گمشده
چشم هايت را اگر شستى نشانى مى دهم
آب باران را به چشمانم زدم، از بعد آن
به نزول قطره هاى نور دقت مى كنم
حال خوبم را اگر پيدا كنم روى زمين
با تمام مردم بدحال قسمت مى كنم
دیدگاه ها (۰)

در هیاهویِ این جهان، جایی که ثانیه‌ها بی‌رحمانه می‌دوند و صد...

فرزند کدام دریا بودی...؟ که سَهمَت از ارث موج موهایت شد؟!#س...

-روز خونینسرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود، اما تنم از حرا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦ _بخش اول_ حالا وقتش نیست که ب...

☝️☝️🥰باران شدید و زیبای رشت دوشنبه ساعت۲۲/۳۰۱۴۰۵/۶/۱۶ قرآن ک...

☝️☝️🥰باران شدید و زیبای رشت دوشنبه ساعت۲۲/۳۰۱۴۰۵/۶/۱۶ قرآن ک...

موسیقی

پارت ۴

سلام بریم شروع رمان؟فصل اول:پیش از آن‌که خاکستر شویمپارت ۱: ...

⚠️ مسیح علینژاد با خوشحالی و افتخار: «چندسال پیش منو تحقییر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط