مثل این باغ گل زیبایی  قرار گزاشتن با خودم که نگاهت نک

مثل این باغ گل زیبایی ... قرار گزاشتن با خودم که نگاهت نک

مثل این باغ گل زیبایی ... قرار گزاشتن با خودم که نگاهت نکنم .. و اینبار حرفم واقعی بود ... هربار که یادم میفتاد چیا رو خوندی میخواستم زنین باز بشه و منو ببلعه .. ولی هربار که سعی کردم دیدم نشد .. نتونستم از دیدن چشات .. چهره.. زیبایی هات دل بکنم ..
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲ ویو ا.ت با ذوق سمت در رفتم و بازش کردم .هوسوک رو دیدم...

((جوانه عشق در قلبی سنگی))part:22(ویو جونگکوک) قصدم از گرفتن...

#چندپارتیلینو/ا.تP:2قشنگترین لباس هات رو پوشیده بودی و منتظر...

#کپشن " همیشه وقتی بحثمون میشد دستام شروع میکرد به لرزیدننمی...

#پارت_۹۲ #آخرین_تکه_قلبم به قلم izeinabii آهو:به عابرای خسته...

پارت ۸۱ (برادر خونده)

🍃هميشه وقتی جر و بحثمون ميشد، دستام شروع ميكردن به لرزيدن. ن...

سلام عصر بخیر ببخشید امروز عکسام یه خورده ناراحت کننده یا نا...

💢 داستان ترسناک 💢 ‌رضا هستم 22ساله از اراک این داستان کاملا ...

wisgoon logo type🍃هميشه وقتی جر و بحثمون ميشد، دستام شروع مي...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط