پارت۹

#پارت۹

#پارت۹
*فردا*
کانگ: همه چی رو به راهه دیگه؟
ات: اره
کانگ: حالا کِی هانا رو میبرم؟
ات: چقدر عجله داری؟؟؟ هنوز کار داریم
Kang:
ممکنه دارم با ات همکاری میکنم اما هانا مال منه
باید اونو از عمارت ات ببرم
میدونم که اونم هنوز منو دوست داره
ات رفت بیرون تا بعضی چیزارو تو ماشین چک کنه
منم از فرصت استفاده کردم و رفتم پیش هانا
به هوش اومده بود
هانا: کانگ؟؟
کانگ: میدونم هنوزم دوستم داری نه؟
هانا: معلومه میدونستم یه روزی منو از دست جئون جونگ کوک خلاص میکنی
کانگ: امشب تورو از اینجا میارم بیرون و میریم پی زندگیمون
*شب*
Y/n:
حالا دیگه وقتشه...... سوار ماشین شدم و رفتم پشت عمارت همون جایی که به کوک گفتم بیاد.
رفتم دیدم اومده و پشتش به من بود
ات: اهم اهم
برگشت به طرفم از قیافش معلوم بود میلی تعجب کرده
کوک: ات؟
ات: سلام کوک
برای اینکه قولش بزنم رفتم نزدیکش
ات: هنوز عوض نشدی
رفتم و بغلش کردم و زود تفنگمو گرفتم بالای سرش
𖤐پایان فلش بک𖤐
Jungkook:
اون روی من اصلحه کشید.....
ات: باید تقاص کاری که چند سال پیش کردی رو پس بدی آقای جئون
کوک: ات میتونم همه چیزو واست توضیح بدم به خدا چیزی که تو فکر میکنی نیست
ات:.......
#repost #new_post #jungkook #bts #namjoon #jimin #j_hope #suga #taehyung #jk #jin #bunny #namkook #taekook #jikook #explore #جونگکوک #بی_تی_اس #جیمین #تهیونگ #جین #نامجون #تهکوک #نامکوک #شوگا #جیهوپ #پست_جدید #ریلیز @jin.hoo_18
دیدگاه ها (۱)

شب تولدم فصل 3پارت11جونگ کوک: با بچه که طرف نیستی با مافیا ط...

╭─────────────── 🏐 ───────────────╮✦ پارت ۵۶ | حساسیت ته ✦╰─...

DESTINY#برگ_۱ویو ات بعد از دوسال بازگشت به سئول و کشور خودم ...

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

the first lie

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

پشت نقاب عشق 💗نویسنده: جئون جنیعصر، جونگ‌کوک با ماشین مشکی‌ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط