•LOVE• : نام فیک
•LOVE• : نام فیک
Part_⁴
صبح فردا....
ساعت ۶صبح از خواب بیدار شدم رفتم صورتمو شستم و اومدم روتین پوستیمو کامل کنم بعد از تموم شدن روتین پوستی نوبت مو بو موهام رو شونه کردم و از روغن های موهام استفاده کردم وبا یه کش بستمش.
رفتم پایین اشپز خونه شروع کردم به اشپزی. تقریبا ساعت ۷ شده بود سویون اومد صبحونه خورد و رفت منم رفتم اماده بشم .
لباسم رو انتخاب کردم و پوشیدم(اسلاید ۲)
موهام رو با دستگاه فر مو یکم حالت دادم و میکاپ خیلی ساده ای انجام دادم کفشم رو پوشیدم کیفم رو برداشتم که یهو گوشی زنگ خورد منشی کیم بود اومده بود دنبالم رفتم پایین سوار ماشین شدم و راه افتادیم .
y_:خانم راجب اتفاق دیشب
So_:خب؟
y_:فضای مجازی پر شده، همه برنامه های خارجی و داخلی دارن در مورد شما و اقای پارک صحبت میکنن . امروز باید برید و به ایشون عرض ادب و خوش امدگویی بکنید
So_:چیییی اینکه مردم حرف بزنن هیچی ولی من باید برم بهش خوش امدگویی کنم عمرن اگه پامو اونجا بزارم. منشی کیم تو برو و بگو خانم ایل خواستم برای ادای احترام رئیس اون شرکت که نمدونم کیه بیاد شرکت و تو دفترمن منتظر بمونه
من نمیزارم که کسی که تازه یک روزه اومده با من اینجوری برخورد کنه. رسیدیم شرکت من رفتم به جلسه ام برسم منشی کیم هم رفت به پارک جیهون اطلاع بده .
فلش بک اخرای جلسه___
منشی کیم اومد و گفت که جیهون اومده و منتظر منه .... هوفف بالاخره جلسه تموم شد
پایان فلش بک.
رفتم دفترکارم درو باز کردم دیدم یه پسر با کت شلوار سیاه وایستاده موهاش مرتب شده و پاهاش رو روی هم انداخته و به گوشیش زل زده...
حمایت کنید لطفا🙏🏻🤍
Part_⁴
صبح فردا....
ساعت ۶صبح از خواب بیدار شدم رفتم صورتمو شستم و اومدم روتین پوستیمو کامل کنم بعد از تموم شدن روتین پوستی نوبت مو بو موهام رو شونه کردم و از روغن های موهام استفاده کردم وبا یه کش بستمش.
رفتم پایین اشپز خونه شروع کردم به اشپزی. تقریبا ساعت ۷ شده بود سویون اومد صبحونه خورد و رفت منم رفتم اماده بشم .
لباسم رو انتخاب کردم و پوشیدم(اسلاید ۲)
موهام رو با دستگاه فر مو یکم حالت دادم و میکاپ خیلی ساده ای انجام دادم کفشم رو پوشیدم کیفم رو برداشتم که یهو گوشی زنگ خورد منشی کیم بود اومده بود دنبالم رفتم پایین سوار ماشین شدم و راه افتادیم .
y_:خانم راجب اتفاق دیشب
So_:خب؟
y_:فضای مجازی پر شده، همه برنامه های خارجی و داخلی دارن در مورد شما و اقای پارک صحبت میکنن . امروز باید برید و به ایشون عرض ادب و خوش امدگویی بکنید
So_:چیییی اینکه مردم حرف بزنن هیچی ولی من باید برم بهش خوش امدگویی کنم عمرن اگه پامو اونجا بزارم. منشی کیم تو برو و بگو خانم ایل خواستم برای ادای احترام رئیس اون شرکت که نمدونم کیه بیاد شرکت و تو دفترمن منتظر بمونه
من نمیزارم که کسی که تازه یک روزه اومده با من اینجوری برخورد کنه. رسیدیم شرکت من رفتم به جلسه ام برسم منشی کیم هم رفت به پارک جیهون اطلاع بده .
فلش بک اخرای جلسه___
منشی کیم اومد و گفت که جیهون اومده و منتظر منه .... هوفف بالاخره جلسه تموم شد
پایان فلش بک.
رفتم دفترکارم درو باز کردم دیدم یه پسر با کت شلوار سیاه وایستاده موهاش مرتب شده و پاهاش رو روی هم انداخته و به گوشیش زل زده...
حمایت کنید لطفا🙏🏻🤍
- ۶۰۰
- ۲۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط