{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌گردد، در بیابانِ بی‌پایانِ خیال.

می‌گردد، در بیابانِ بی‌پایانِ خیال.
می‌خواند، نامِ او را در میانِ سکوت.
می‌افتد بر خاکِ بی‌رحمِ دوری؛
مجنون است دگر...!
دیدگاه ها (۲)

🌱🍃 #شب،با موهای پریشانشمی ریزد بر شانه‌های تنهایی‌ام ،و تو…چ...

مرزبان واقعی کیست؟یکی روی فرش‌های قرمز خارج از کشور، چشم روی...

#نیایش_صبحگاهی به نام خدایی که برذات وی محال است هرگز برد عق...

«در سکوتِ عمیقِ جان، جایی که کلماتِ بیهوده به پایان می‌رسند،...

313بغل گشوده برایش دوباره حاج احمدرسیده قاسمش از راه، غرق خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط