ویژه کنید
عکس و تصویر و تازه خداوند از نادانان پیمان نگرفته که دانش بیاموزند، تا آنکه از عالمان پیمان ...

و تازه خداوند از نادانان پیمان نگرفته که دانش بیاموزند، تا آنکه از عالمان پیمان گرفته که به نادانان بیاموزند، زیرا دانش، پیش از نادانی بود. و تازه اینکه دانسته شود که مسلمان غیرمومن است اما مومن غیر مسلمان نیست چنین است که کسانی که مومن را مسلمانی می دانند نه جدا از آن خطرناک بوده و نمی توانند مسلمان را از نفاق و بددین تشخیص بدهند اما اینکه مسلمان بددین است بستگی دارد اگر مومن نباشد درحساب ملاک دار باشد بددینی او فرعی است و اگر نداشته باشد و تابع عقل و عشق باهم باشد بددینی او اصلی است و اگر مبنا عشقی داشته باشد نفاق دارد اما هنوز معلوم نیست منافق باشد می تواند منفوق باشد و اگر فعال پُرشور ضد دین مثل سلمان رشدی باشد منافق می شود و مومن حقیقی دل دارد اما دلش دربند است دربند درحساب ملاک می باشد چنین است که مومن هرچقدر بر دلش کار می کند و آن را بزرگ تر می کند درجه اش بیشتر می شود و هرچه درجه اش بیشتر شود از مقامی بهشتی به مقام بالاتر بهشتی منتقل می شود تا آنکه به قرب الی الله برسد یعنی به اوج عشق درجه اش می رسد درحالی که با عشق دنیایی مبارزه کرده است که همانا جنگ بین عشق (با پشتوانه ی ملاک) با عشق (مبنایی) است اما عشقی که با خدا و اوامرش است با عشقی که ماتریالیست و مانندش است می باشد و چنین است که عشق درمقابل عشق صف آرایی کرده مسیح درمقابل مسیح صف آرایی کرده است اما مسیحی برحق است که با حضرت مهدی (عج) است نه با بافومت الرجیم می باشد ما هم با عشقیم هم ضدعشق چنین است که فقط عشقی را قبول داریم که دربند خدا و اوامرش باشد می باشد. و تازه اینکه استنباط الهی خود حجتی برای شناختن درحقیقت انسانی است می باشد که سخن خدا و خاتمیت نبوت با حضرت محمد (ص) رسیده و خاتمیت اوصیاء با حضرت مهدی (عج) می باشد اما استنباط الهی نه سخن خدا است نه آورده ی پیامبر نه آورده ی امام بلکه حجتی مقدس است که برای شناخت حقیقت است می باشد که درروال تکلیف مقدم بر خدا حتی است اما درروال ذاتی برتری من هیچم و این کتاب وسیله مقدس همانطور که درگذشته علم کلام برای شناخت خدا و دین و . . . بود می باشد اما این دفعه علمی به سوی شما آمده است که بهترین روند اثبات دارد می باشد و چنین است که علم کلام را رد نمی کند بلکه آن را پشتوانه می کند و او هم لازم است تقویت کننده اش باشد می باشد.
(و تازه درروال ذاتی برتری اول خدا و اوامرش است همانا درروال تکلیف اینکه اول این کتاب است بعد خدا و دین و... به خاطر این است که اولا درروال تکلیف نه درروال ذاتی برتری فهمید خدایی و دینی و . . . است بعد آمد سر باور به خدا و دین و . . . می باشد.) و تازه اینکه توبه از گناه حتی گناه کبیره درمصادف همین است که گناهی صورت نگرفته می باشد اما توبه نکرده گناه صورت گرفته است خداوند بد کسی را بخواهد که اندک می خواهد همانا می آید او را از توبه کردن منع می کند و وقت توبه را از او می گیرید تا به گناهی دیگر بیفتد چنین است که خداوند توبه پذیر است و کسی توبه کرد و توبه اش را پذیرفت دقیقا گناه نکرده است چون ‌گناهی برایش نمانده که کرده باشد چنین است که همانا توبه فرصت طلبی است یعنی بهترین زمانش دقیقا موقع پیشیمانی از گناه است چنین است که به وقت دیگر انداختن میزان پاک کردنش از گناه را کمرنگ می کند پس توبه و اصلاح فرصت طلبی است به تاخیر انداختنش یعنی کمتر بخشودن گناه شدن چنین است کسی تمام عمر گناهکار باشد و بازگردد می تواند جایگاه اهل مهدی را داشته باشد توبه و اصلاح برای توبه و اصلاح چیست ؟ وقتی همانا فرصت طلبی از توبه استفاده نشد توبه می شود آن باقی مانده های بخشیده نشده بخشیده شوند چون بخشش شدند و بیست و هشت مورد بدون کم و کاست یک موردش رعایت شد با باوری که به خدا و اوامرش و روند اثبات ملاک و ولایت است اهل مهدی می شوند وگرنه من الان مستحق ایمانش هم نمی دانم چه برسد اهل مهدیش الان فقط مستحق اهل حقیقت می باشم که به باور معصوم رسیده اما درعمل خطاکار حتی گنهکار است آن وقت که آن وقت اصلاح شده و به خود درعمل آمده ام می توان به خود من هم حساب باز کرد تا آن وقت فقط به این کتاب حساب باز است و من هیچ حساب می شوم و این تمیز دادن رخ داده می شود می باشد و تازه باور می تواند معصوم باشد و عمل نامعصوم اما عملی معصوم نمی تواند جزء باور معصوم داشته باشد (به جزء تزویر) می باشد و همین است که عمل غلط ربطی به باور غلط ندارد چون می توان باور صحیحی داشت اما عمل غلطی سرزد مثل حرفی که شبیه عملش نیست اما عمل درست ربط به باور درست می تواند داشته باشد مگر تزویر که عمل درستش را بدون باور صحیحی پیدا شده مثلا کافر با اخلاق و کافر بزرگ مرد و . . . چنین وضع از سر تزویر چه دانسته چه ندانسته عملش نیکو است می باشد که معمولا باید اصلاح بشود و مسلمان لااقل کافر آزاده باشد پس اینکه هر با اخلاقی باور صحیحی ندارد مگر اینکه تزویر نداشته باشد و مسلمان لااقل آزاده باشد و چون چنین بود با اخلاق او باور صحیحی و نزدیک به صحیحی دارد اما اینکه به خاطر محیط عمل نبودن برباور ،باور صحیحی باشد و عمل غلط باشدو تازه اینکه تنها اهل مهدی کسانی می باشند که عملشان نشان باور صحیح است بقیه مردم باورصحیحی دارند با عمل غلط مثل ما می باشد یا باور غلط دارند آنها هم که باور غلط دارند بسیارشان عمل نیکوکار دارند بسیارشان عمل بدکار دارند بین آنان که عمل نیکوکار و باور غلط دارند بعضیشان تزویری است آنان معدود لله می باشند چنین است که همانا آنان که باور غلط با عمل نیکوکار غیرتزویری دارند آزاده می شوند و چنین است که اهل مهدی و اهل نظر تنها کسانی می باشند هم عمل نیکوکار دارند هم حتی باور صحیحی دارند می باشد چنین است که اول مسلمان است که مسلمان دوقسمت می شوم مسلم (مسلمان خالی) و اهل حقیقت (مسلمان حقیقت جویانه) و بعدش مومن است بعد آن اهل نظر است بعدش اهل سلوک است تا اینجا مسلمان خالی هم می رسد بعد آن اهل مهدی است بدانید اهل مهدی از یک پیچیدگی برخورد دارند که باید گفت دروغ می گویند بله دروغ هم می گویند اما برای ریخته نشدن آبرو و خون کسی می گویند مثلا طرف می پرسد او بچه مالم را دزدید جواب می دهد نمی دانم درحالی که می داند او دزدید برای اینکه شر نشود می گوید و فریب می دهند بله فریب می دهند وقتی دشمن درشهر درشب است چراغ بیشتر روشن می کند که بگوید تعدادمان بیشتر است و مو را حنا می بندد که بگوید رزمنده ها جوان می باشند تا دشمن گول بخورد اما دشمنش دشمن خدا بعدش دشمن انسانیت است می باشد و چنین است که اینان به یک بزرگی رسیده اند که ما نرسیده ایم بد درخوب شده اند چنین است که هم خوبند هم مورد سوء استفاده دشمن نمی شوند می باشد و تازه اینکه حکومت اینان مقدس است و حکومتش سکولار درمذهبی است یعنی حاکم حکومت کند اما دین نظارت بر حکومت و حاکم بکند و رهبر باشد میباشد چنین است که این حکومت حضرت مهدی (عج) بدین شکل است خوبان حقیقی (ملاک داران و آزاده) دنبال برداشت تو نیستند دنبال این می باشند خودشان درنزد خدا خوبی بکنند هرچند تو بد برادشت کنید ویا خوب می باشد و تازه اینکه این اتفاقات گفته شده درآینده روی ثابت افتادن حتمی است می باشد و تازه اینکه پرچم حزب ما سفید البیعت لله است و خونی هم از دماغ کسی نمی ریزیم مگر اینکه ظالم باشد ویا معدود لله باشد می باشد درغیر این صورت معدود لله و ظالم نبود به اندازه ی مگس نه تنها ظلم نمی کنیم بلکه خوش و نیکوکاری درشمار حد نداشتن باید داشته باشیم چنین است که بدانید همیشه ۹۵% مردم کره زمین غیرظالم و معدود لله می باشند و نیکوکار نسبت به آنان باید بود فقط ۰۵% بر زمین معدود لله و ظالم می باشند که باید برخورد بشوند می باشد و تازه اینکه همین ۰۵% نظام سلطه دست آنان است می باشد که باید برچیده شوند می باشد که چنین است که ۹۵% مردم کره زمین باید درآسایش زندگی کنند و بدانند که آزاده و راحت و مسلمان غیرمنافق اند چنین است که فقط ۰۵% کره زمین که اکثرا نظام سلطه دست آنان است همانا باید کُشته شوند می باشد که ویا ظالم ویا معدود لله می باشند که سلمان رشدی ها و اندک عوام همراهش عضو این دسته ها می باشد که جمعا به ۰۵% کره ی زمین نمی رسند می باشد این بدین معنی نیست که ۹۵% خوب می باشند بلکه ۹۵% فقط بد ۰۵% نیستند درحدود قشر متوسط اکثرا می باشند چنین است که ۹۵% مردم کره ی زمین باید جواب بدیشان هم به خوبی جواب داد چون سوء استفاده بسیار اندک می کنند فقط ۰۵% است که جواب بدش آنهم عادلانه بد است می باشد چنین است که از هر صد نفر حدود پنج نفر معدود لله ویا ظالم می باشند و نود و پنج نفر بیشتر متوسط و بد نیستند می باشد چنین است که از این نود وپنج نفر پنج نفر مومن پیدا می شود و همانا نود نفر فقط متوسط می باشند و تازه که آخرالزمان ازاین ناامن است که مردمش قشر متوسط و ناقص عقل شده و زود می توانند در سیطره نظام سلطه قرار بگیرند می باشد وگرنه تقصیری ندارند تقصیر اقلیتی که براکثر حکمرانی عیانی جهانی می کنند هرچند که مومنین هم اقلیت دیگری می باشند چنین است که هرچند ما ملاک داران نیز اقلیت می باشیم اما عجیب نیست چون ما نزدیک به مومنین می باشیم که آنان هم اقلیت می باشند اما نزدیک مومن بودن با مومن بودن فرق دارد است می باشد و این سیاره بد است نه به خاطر اینکه اکثر مردم بد باشند بلکه به خاطر نظام سلطه که برمردم حاکم است می باشد. و تازه با سخت درنرم و جریانی گرفتن مسائل اختلافات حل می شود می باشد و تازه اینکه ارزش اول خدا و اوامرش و ولایت است می باشد بعد خانواده و مردم و انسانیت می باشد و تازه ایده باید نو و جدید باشد و ایده تغییر پذیر باید باشد(اما باور اصول باید پس از باور کردن ثابت باشد می باشد) درهمین حال می توان ایده ها نو و خلاقیت در(شان)عمل به خرج داد و چنین که می توان رشد و پیشرفت کرد می باشد که چنین است که می توان نتیجه مطلوب را داد باشد و تازه لذت و شادی تماما با عشق پایدار است باشد و تازه رفتار ملایم با سرشت لذت باشد وتازه نگاه نیک ولطیف با پشتوانه الهی جلب رحمت الهیست.و تازه تضاد و تظاهر راهکار تکامل درعالم ماده و شان عمل است می باشد و تازه اینکه مثل عقاب باشید تیز باشید و بلند پرواز باشید و نسبت به بقیه پرندگان متمایزند و تازه مثل عقرب باشید سرعت و عمل مخفی شدن و ترسناک برای دشمنش باشد و زهر ریز باشد حتی موقعی که می میرد که عقاب و عقرب درهم جنگیده می باشد و تازه اینکه اصطکاک ها را باید کمرنگ کنید با اشترک گیری ببرید می باشد و ما همه این سخنان خوش را برای این گفته شد که اگر جبهه ی اعتدال همانا آن جبهه ی اعتدال باطل نباشد وگرنه جبهه افراطی لازم مقابله با جبهه ی اعتدال می شود (چونکه خود آن جبهه ی اعتدال که جبهه ی اعتدال حق نباشد باطلترین است اگر به ما بگوید افریطه؛ ما به آنان می گویم تزویر می باشد ما فقط ترسناک برای دشمن میباشیم) می باشد و تازه اینکه هیچ جنبنده ای برزمین و آسمانها نیست مگر اینکه روزی آن برعهده خدا است و تازه ما را درتوبه ثابت قدم بدار و تازه همیشه شاد و همیشه سربلند باشید و تازه اینکه عاشق خدا باشید اما می خواهید خدا هم شما را دوست بدارد به حرف خدا گوش بدهید و به دستورها خدا عمل کنید وتازه نیکان ویا پیامبران ویا امامان(اوصیاء) ویا تصدیق کنندگان ویا شهیدان ما همان صدقین می باشیم و (این کتاب و ما)تصدیق کنندگان می باشیم این همان روی ثابت می باشد چنین است که ما صدیقین می باشیم و راستگو در ذات این کتاب است این کتاب نه وحی است نه الهام است بلکه روی ثابت است که تصدیق کننده آنان می باشد که درروال تکلیف حجتش اول است می باشد پس من صدیقی می باشم و چنین جایی تصدیق روی ثابت است که ما از صدیقین می باشیم و متصل کننده به ظهور پس از من یک نفر دیگر است او بیاید اهل مهدی به تمام برای شما بازگو می کند اما ما صدیقین هم متصل کننده ظهوریم چه کم باشد چه بیش باشد چنین است که پس از ما او بیاید نامش علی است...و تازه ایمان باید استدلالی و برهانی باشد و مطالعه بسیار بشود و عقل نظری را ورزش بدهیم و با عمل نیکو و تذهیب نفس و احترام به پدر و مادر و جامعه و علم انسان به یقین برسد ودست به قرآن و عترت داشته باشیم میباشد.
 #حدیث_مهدوی

کلام امام زمان



ای شیعه ما
مقصد خود را با دوستی ما براساس راهی که روشن است به طرف ما قرار دهید.

توقیع به مردم قم-ابن ابی غانم قزوینی- الاحتجاج/ ج2/ ص7-466
و تازه اینکه همانا لذت کاذب نداشته باشید لذت هایی داشته باشید که فایده دار و سودمند باشد و دوصفت را ازدست ندهید بخشندگی و مهربانی می باشد و تازه اینکه حقوق شهروندی لبخند داشته باشید و آدم بدهکار خودش نیست بلکه پاسخگو و بدهکار به کل جامعه باید باشد می باشد و   تازه از زیان دشمنتان هم خوشحال نشوید و تازه خدایی جزء خدا ذاتی همانا حقیقی نیست و نماز برای آن خدا بپادار  می باشد و تازه اینکه جمهوری قرار نیست کنار برود بلکه پارلمان قرار است بر جمهوری مسلط بشود می باشد یعنی جمهوری تحت نظر پارلمان و مجلس باشد چنین است کشور است که پیشرفت و توسعه می کند می باشد‌ و تازه اینکه همانا بین رنگ قرمز و آبی همانا آبی نزدیک تر به سبز است اما آبی که آبی یخی نباشد و آبی آسمانی و آبی پررنگ باشد یا آزاده باشندچنین است که آبی یخی یا مطلق متخلف(برای مخلوق) و وسط محض درمعنا که باطلترین باشد همانا قرمز یا دیکتاتور عینی از آن بهتر است می باشد که چنین است آزادگان یک طرف وملاک داران درمقابل معدود لله یک طرف می شود این اتفاق درآینده جهانی رخ می دهد چون آزاده نما ملاک داران درمقابل معدود لله می جنگند نامیده می شوند و از آن طرف آزادگان جبهه ی اعتدال خود را نامیده و آن طرف را افراطی می نامد و چنین است که لشکری که خود را آزاده می نامد درمقابل ارتشی از ملاکداران که آزاده را آزاده نما می داند و حکم معدود لله برایش می داند می باشد چنین هردو طرف مشخص نیست(فقط باید گفت که جبهه ی  قرمز و نارنجی که جبهه ی ملاک داران که درمقابل معدود لله باید انتخاب شود مگر اینکه خلافش ثابت شود که آن آزادگان واقعا آزاده اند که آبی کمرنگ و آبی پررنگ دارند می باشد چنین است که این اتفاق رخ می دهد می باشد)(توجه: این رنگ نمادین است با هررنگی اصلا مثلا می تواند سفید خصلت سیاه بپوشد و سیاه دوست داشته باشد می باشد‌. و تازه اینکه وقتی این نبرد رخ دهد انگار سفیانی و دجال آمده اند و چنین است که نبردی بین این دو دربگیرد تاریخ دگرگون می شود انتخاب ها سخت می شود که باید بگویم چنان می شود که انگار بین خوب و خوب انتخاب می شود آنجاست که عاقلان پیدا شده و عقلشان به چشمانشان نبوده اما ظاهر و باطنشان یکی بوده و بین بدتر با چهره ی خوب و بد همانا بد را انتخاب می کنند اما می دانند بهترین و خوبترین اسلام درملاک انسانی است و تازه دشمن می پندارد ما از نیرو دریایی غافلیم اما نمیداند که او از نیرو فضایی غافل است می باشد چنین است که جبهه ی ما نه تزویر گرا است نه ستم گرا اما اگر انتخاب رخ بدهد ستم ارجع است.)و تازه اینکه تزویرگرا بدون درحساب ملاک می آید اما با نیکوکاری و خوش چهره ای می آید اما هر نیکوکار و خوش چهره تزویری نیست چنین است ‌که ستم گرا می تواند با درحساب ملاک و مسلمانی آمده اما حد و حدود درعمل را تجاوز می کند می باشد اما هرگز هر ستمگرا ملاک دار و مسلمان نیست می باشد چنین است که تزویرگرا و ستم گرا دو قاعده بدی درعالم است تزویرگرا معدود لله است و کُشته می شود حتی اگر چهره ی معصوم از خود نشان بدهد و ستم گرا به اندازه ی ستمش برخورد می شود می باشد چنین است که درتاریخ با هردو جنگ است شیطان نرم تزویرگرا است و سارق روح است و شیطان سخت و ستم گرا سارق جان و جسم است می باشد هردو دشمن ما می باشند اما تنها جان و جسم تزویرگرا را می توان گرفت تا دسترسش به سرقت روح کمتر شود چنین است که ما مدافع صلحیم و آرامش و امنیت حقیقی نه مدافع جنگ و خشونت و تزویر می باشد (چنین است که اندیشه غربی یعنی سارق روح و جسم می باشد چون هم روح را می گیرد هم جسم را می گیرد می باشد که هم ظالم است هم کافر معدود لله چنین است که این است که خداوند دوخواستار از او می خواهد چرا حیله زدی و چرا خشونت زدی چنین است که غرب نسبت به خود مصلح و نسبت به دیگر کشوران جنگجو و استعمارگر است می باشد‌) و تازه اینکه هم جبهه ی آزادگی  و جبهه ملاکداران بگذار حجت بکنم چنین است که جبهه ی آزادگی نام توسط خودش درمقابل جبهه ی ملاک داران نام توسط خودش می ایستد که جبهه ی آزادگی معدود لله درنزد ملاک داران است و آزاده نما است و جبهه ی ملاکداران افراطی درنزد آزادگان نام توسط خودشان است می باشد که چنین است که جبهه نابرابر است همانطور که آنطرف به این طرف می گوید ستمکار اینطرف به آن طرف میگوید تزویری چنین است که آنطرف جبهه آزادگی نام توسط خودش توسط یک زن مدیریت می شود و آنطرف جبهه ی ملاک داران نام توسط خودش توسط یک مرد مدیریت می شود که درمقابل هم ایستاده اند می باشد اصلا لازم است که همیشه زن مدیر آزادگان باشد و مرد مدیر ملاک داران باشد می باشد چون حزب ما از این دو گروه تشکیل شده است و تازه اینکه هلال ماه و ستاره باهم نماد عرفی متعلق به اسلام است پس نماد اسلام است که ستاره نماد آزادگی آن است و هلالش نماد اسلام است می باشد و هلالش اگر نماد دم عقرب شود یعنی همچون عقرب سمش را به دشمنش تا آخرین لحظه می ریزد می باشد و تازه اینکه جبهه ی آزاده دوتا است یکی دریار جبهه ی ملاکداران است یکی آزادگانی که درمقابل می شوند می باشد و تازه اینکه کسانی که بدانند جبهه ی اعتدال همان جبهه ی آزادگی درمقابل جبهه ی ملاک دار که افراطی می داند می باشد‌ حکومت عراق مهدوی پایگاه جبهه ی ملاک داران است و حکومت روم جبهه ی آزادگان می باشد چنین است که انتخاب به عهده ی شما است اما پس از ظهور حتما باید حکومت مهدوی عراق را انتخاب کنید می باشد و بدانید که این نبرد عظیم و دینی است و چنان است که تاریخ دگرگون می شود جهان دو قدرت دار می شود می باشد و تازه اینکه دانسته شود آنجا از آن طرف جبهه ی آزادگان به جنگ خود گرگ و میش می گویند از طرف دیگر یعنی از طرف جبهه ی ملاک داران به جنگ خود سگ و روباه می گویند می باشد اما گرگ و روباه هردو بدند اما حال باید بدانیم کدام به کدام است یعنی گرگ و میش است ویا سگ و روباه آن سمت باید فهمید که غالب به کدام است غالب به سگ و روباه وزن سنگینی حرفی بیشتری دارد تا گرگ و میش چون گرگ و میش خطاب به جنگ ستم و آزادگی است و سگ و روباه خطاب به وفادار (به خدا اما دندان تیز و خشن بودن برای دشمن) و مکار است می باشد چنین است که فهمی که ملاک داران دارند بیشتر است پس من ملاک داران را انتخاب می کنم هرچند افراطی متمدن درمقابل روباهان نامیده شوند می باشد حال شما قصد انتخاب روباه را دارید داشته باشید من جلوی شما را نگرفته ام می باشد. و تازه اینکه دانسته شود ما گرگ درمقابل میش که ما میش باشیم را قبول داریم اما سگ درمقابل روباه که ما سگ باشیم نیز قبول داریم پس طوری می باشیم که نه تزویر پذیریم نه ستم پذیر نه ستمگر نه تزویرگر می باشد که چنین است که وسط در معنا نیستیم اما وسط درعین درحساب عین می باشیم اما همانا وقتی بین سگ از سگ و روباه با میش از گرگ و میش بیفتیم همانا سگی که گرگی باشد را انتخاب می کنیم باشیم تا میشی که روباه باشد می باشد چون روباه خصلتی پست تر از گرگ بودن می باشد که چنین است که ما هدایت همه جانبه می خواهیم چنین است که نه تزویر نه ستم باشد چنین است که پشتوانه ی ملاک و امتدادش داشت تا کلی تزویر را نداشت و نیکوکار درشمار بی حد بود به جزء درمقابل معدود لله و مجرمین تا همانا ستمکاری و تزویر جزئی نداشت می باشد چنین است که همانا مجرمین عادلانه با بهتر بخشش شود و معدود لله کُشته شود عدالتش (نه مساوی موازی) می باشد چنین که ما ملاک داران باور و سعی داریم مصلح باشیم همانا باشیم‌ می باشد. (بین NOD و GDI همانا NOD ^انتخاب^ شود اما شکل بین GDI و NOD بگیرد) و تازه اینکه دانسته نظام سلطه دست GDI و اتلاف است می باشد چنین است که همانا مبحث ما جهانی و الهی است می باشد و تازه اینکه حضرت مهدی (عج) ^همین است^ و تازه اینکه دانسته مسجد مکان فرهنگسازی از دینی است چنین مکانی همانا مکانی (درعین) است بی مکان (درمعنا) چون عامل می شود برهرمکانی وقف باشد و چنین است که مسجد مقدس است می باشد و تازه اینکه دانسته از دانش روز دنیا باید استفاده کرد و نباید تاجایی که استحاله نشود بتوان دگرگون شد و پیشرفت کرد می باشد و عقب نیفتاد می باشد و تازه اینکه نشان ملی دوستی و بشر دوستی با پشتوانه ی ملاک و امتدادش همانا نشان ایمان می باشد چنین است که همانا درروال تکلیف و درروال ذاتی برتری می باشد و تازه اینکه دانسته شود ‌خداوند شایسته بداند هرکاری می کند اما اگر بخواهیم می توانیم با معنا حقیقی بیایم چه می کند می باشد اما او نیازی به یافتن برای خودش ندارد اما ما به او داریم می باشد. و تازه اینکه دانسته درطب اسلامی میوه ای که کروی (ویا بیضی ویا مانند آن) با شیرین و ترش که شور و تلخ نیست (ویا اندکی است) برای افزایش عمر و رفتار سرشت نیاز داشتن میباشد که کوچک باشد اثر کمتر دارد و بزرگ باشد اثر بیشتر دارد می باشد چنین است که خرما و سیب و انار و . . . اثر مثبت دارند می باشد چنین است که این اثر درروال تکلیف درشان عمل است صحیحی می باشد و کسانی می داند حق می گویم فقط می ترسند فاش شود حق می گویم آنگاه بازارشان جمع باید بشود چون ما متصل گر به ظهور خود مایم و تازه اینکه چون بازارشان جمع شود باید پول وقدرت فکری نداشته باشند که همانا آنان پول و قدرتشان حق آنان است و ما خدا و اوامرش و ولایت و روند اثبات ملاک حق ما است چنین است که آنان بیشتر از علم ما با خدا و اوامرش و ولایت باهم می ترسند می باشد چنین است که به جای اینکه تسلیم شوند و از خوار شدن می ترسند درحالی که عزتشان درتسلیم شدن اینان است که چنین است که ما راه خود درعمل را می گرفتیم فقط اتمام حجت برآنان می کردیم می باشد که چنین است که آنان نپذیرفتند فقط به ضرر خودشان بوده است می باشد و تازه اینکه دانسته شود که همانا میشی که روباه باشد پست ترین است چون تزویرترین است چنین میشی افریطه است و ظاهر زیبایش وانمود می کند که باطنش نیز خوب است درمقابل این فقط سگی باش که گرگ باشد و آن را بدرید چون میش خوب است بله اما نه میشی که روباه باشد و چون میشی که روباه باشد ابلیس و ابلیس خصلت است و چنین کسی باید کُشته شود با تمام خشونت چنین است که میشی که روباه است یک دیکتاتوری است که سارق روح است و مرده متحرک می کند که بدتر از کُشتن و سارق جسم است چنین کسی باید بمیرد هرجقدر مهربان و دلسوز باشد و خفه اش کرده و خلاصش کرد "چنین کسی سارق روح است و خطرش هزاران بار بیشتر است تا کسی که سارق جسم باشد که چنین کسی شیطان هم به او سجده می کند چون او خواسته ی او شده است می باشد" که چنین کسی ابلیس پرست است و دروغ می گوید هرچه می گوید چون ابلیس پرست است اینان که در فضای مجازی مشغول می باشند چنین وضعیتی دارند همان ابلیس پرستان می باشند که می خواهند شیطان پرستی را گسترش بدهند و دکترین مهدویت را تمسخر آمیز میخوانند چنین کسانی دشمن ما می باشند چنین است که بازی آنها را گفته شد پس به میشی که روباه است اعتماد نکنید اما به گرگی که سگ است اعتماد کنید مگر میشی که سگی پشت آن باشد آن موقع این امام عصر(عج)است میشی که سگ پشت آن است چنین کسی درمقابل سفیانی و دجال می ایستد می باشد چنین است که میشی که روباه است یک دجال خصلت است چنین است که گرگی که سگی باشد واجب ونیاز درمقابل میشی که روباه است می باشد چنین است که میش بودن ازسرروباهی خود خصلت ابلیس است وحکم آن مرگ جسمیش است.و تازه اینکه هیچ کم آوردنی نیست عدالت معدود لله مرگ جسمیش است حتی اگر نه تروریست است نه جاسوس نه سرباز دشمن نه سارق عینی نه . . . بلکه سارق روح است بسیار هم مهربان و دلسوز از سرتزویر است می باشد و اصلا بدی از او مشاهده درعمل نمی شود چنین کسی فقط سارق روح است این کس میش که روباه است باید کُشته شود می باشد بدتر از حتی سارق جان و جسم است می باشد. وتازه اینکه دانسته شود حضرت مهدی (عج) درمقابل دو شیاد می ایستد شیادی که گرگ است با شیادی که روباه است چنین است که او مصلح از همه جانبه است می باشد با روباهان برخورد کُشنده و با گرگان برخورد بستگی آمیز می کند می باشد و در این عوض صلح باطنی و صلح ظاهری می آورد چنین است که هردو دشمن او است می باشد به خصوص روباهان که دشمن اصلی او می باشد با گرگ مدارا و با میش (که سگ پشتش دارد) دوستی و مروت اما با روباهان خشونت سخت می باشد تا درعوض هردو صلح و امنیت و آگاهی برقرار باشد می باشد چنین بشود دشمنان خیال دشمنی نمی کنند و تازه اینکه دانسته برای سرعت بیشتر درعمل باید شکل مثلثی شکل بیشتر سفینه ها و ماشین ها را ایجاد کرد می باشد این درشان عمل است و تازه منظور از نظام جمهوری اسلامی درراسش دولت و رئیس جمهور است می باشد که دروغ می گوید و یک طرف حرف می زند طرف دیگر حرف دیگر می زند و روابط متناقض دارد همه اینان از باطن می باشد نه ظاهری چنین که این دشمن است و یک دشمن داخلی است چنین کسی ناراحتی و اندوه می آورد وگرنه منظور نظام ایران و حکومت ایران که فاسد باشد غیر رئیس جمهورش که راسش باشد نیست وگرنه رهبری و امام که مال نظام ایران باشد همانا برحق می باشد چنین است که جمهوری اسلامی به شرطی که پایبند به پارلمان باشد و رهبری و امام حرفش حرف باشد چنین نظام اسلامی ایران بوده و برحق است پس فرق است بین نظام ایران و ایرانی با نظام اسلامی ایران می باشد که همانا نظام اسلامی ایران مقدس است می باشد"و این باید بسیار ملموس شود تا دچار اختلاف نشود" می باشد چون ما با امام خامنه ای میباشیم وایشان نائب امام عصر (عج) می باشند می باشد اما بانظام جمهوری اسلامی و جمهوری ایران که همانا معمولا خودش را پایبند به رهبری و پارلمان نداند دشمن می باشد. و تازه پایان نیست بلکه تازه شروع است می باشد و تازه اول ایمان نیست بعد عقل باشد اول عقل است بعد ایمان است ما مسلمان ارثی فکر نیستیم اما وقتی ایمان آمد عقل مغایر با عقل معرفت و محصولش هم پذیرفته نیست و تازه اینکه دین اخلاصش زیادش به خالص بودن نیست بلکه به غربالی بودن و تمیز بودنش است که می تواند شاخ و برگ داشته باشد اما شاخ و برگش به حدی است که همانا به خرافات و اضافات نرسد که همانا ورود به حزب الله (خاص) یا جنبش حقیقت (نه حزب الله (عام) که درلبنان است) آخرین مرحله ورود به حق است که پس ازباور فرقه اثنی عشری می باشد و تازه اینکه اخلاص ظاهری یعنی خالص مورد مقبول نیست مگر اندکی و اخلاص باطنی می تواند ظاهرش شاخ و برگ زیاد داشته باشد اما شاخ و برگش هم انسجام دارد و نمی گذارد که خرافات و مضافات بیشتر راه پیدا بکند می باشد که پس از حزب الله (خاص) یا جنبش حقیقت راهبرد بیشتر موجود نیست و اضافات بردن شاخ بریدن می خواهد که این حدودش درحدود کف مرز درملاک انسانی روی ثابت است و تازه اینکه جنبش حقیقت می آید درکنار بقیه مردم که درجنبش آن نیستند به شرطی که همانا معدود لله نباشد اشتراک گیری وحدت داشته باشد درهرجایی باشد چنین است که از آن سمت اختلاف انداز نیست و تبلیغ خودش را می کند که جنبش حقیقت پشت ابلیس را می لرزاند و همانا عملگرا آن بیشتر پشت ابلیس را می لرزانند چنین است که جنبش حقیقت احیاء امت واقعی پیامبر (ص) است می باشد دیگر جنبش حقیقت بیداری است و پشت شیطان را می لرزاند (همانا جبهه ی مقابل امانیسم و سکولاریسم و ماتریالیست و شیطان پرستی دریهود است همانطور که شیعه جبهه ی مقابل کابالا است و اسلام جبهه ی مقابل یهود است) ما نمی گویم دین فقط برای آخرت بلکه می گویم دین برای آخرت است اما دنیا آزاد است اما تحت حاکمیت دین باید آزاد باشد چنین است که درمقابل ما دشمنی است که چنین است که دین ما دردنیا و تاثیر بودنش دردنیا معنی دارد و عین رد نیست مگر اینکه بخواهد مفهوم را به هم بزند و چنین است که تازه عینی که پشتوانه ی مفهوم دارد همانا بالاتر از این است که تنها مفهوم داشت می باشد چنین است که عین حق همین است و تازه اینکه باور دردنیا اثر ورود به بهشت و جهنم دارد و خوددنیا اثر درجات درآخرت دارد می باشد چنین است که حدودی سکولار درعمل گذاشته همانا به خاطر آزادی سلیقه ها و آزادی انتخابات و آزادی آزادی است می باشد وگرنه حاکمیت دین به جامعیت برقرار است می باشد. و تازه عین خوب است(منظور را خودتان بفهمید یعنی عین با پشتوانه ی قلب با پشتوانه ی ملاک)چنین است که عین نیکو است و چشمان باز داشته باشید با بصیرت یا فهم درعین باشید.و تازه اینکه هر منظوری نباید گفته شود خود طرف آنقدر فهم و شعور دارد که منظور را بفهمد (تا جایی گفته می شود تا مادربزرگ هم بفهمد) و تازه عین را درنظر بگیرید و قلب دار باشید و رفتار نیکوکار داشته باشید و مهربان باشید و بخشنده باشید و از زورگویی بپرهیزید و خوش اخلاق باشید و عین را داشته باشید و بصیرت داشته باشید و فهم قبل ترش داشته باشید که بدانید چنین است که واقعگرا از حقیقتگرا باشید و دشمنی بین خودتان کسانی که هرکسی غیر معدود لله می باشند بزداید و دوستی ها را بیشتر کنید (فقط مخالف ماتریالست ها و مانندش باشید و معدود لله را فقط مهربان نباشید (معدود لله حتی حق وصیت کردن ندارد) و تمام خشونت را به آنان بدهید باشد اما نسبت به دشمن غیرمعدود لله مدارا داشته باشید می باشد)چنین است که بزرگ باشید و بدانید که بزرگی با شرافت بدست می آید و تازه اینکه بزرگ باشید چنانکه رحمت داشته باشید و کبیرایی داشته باشید و چنین است که از بزرگی همانا جریانی باشید و جریانی کتاب را بگیرید و از جزیره ای مقایسه کردن و جزیره ای فهمیدنش بپرهیزید می باشد که چنین است جریانی باید درنظر گرفت می باشد و تازه اینکه همانا از توسعه و پیشرفت و علم تکثری و عین غافل نشوید و تا جای ممکن دسترسی به سوی آن بروید مگر اینکه همانا استحاله و استفکاره بکند چنین است که جلویش بایستید اما اشکال نیست ایده تحول پیدا بکند این روی ثابت می باشد و کسی که این کتاب را نخواند و از سطحی وارد شود نمی تواند این کتاب را بفهمد و بخواهد بفهمد و برخورد بکند ۱۰۰%دشمن است اما پیوسته ازاول دقیق بخواند۱۰۰%دوست است حتی اگر آزاده شود و تازه اینکه تجربه فایده ندارد مگر تجربه ای که وسیله باشد نه مبنا همانا به خصوص تجربه ای قدمت آمیز باطل است مگر اینکه پشتوانه عقل معرفت و خدا و اوامرش و روند اثبات ملاک و ولایت و امتدادش داشته باشد می باشد و تازه تجربه کیفیت نیست بلکه کمیت کیفیت و درشان انسانی را مطلق نباید گرفت باید نسبی (مایل به مطلق) گرفت و زندگی نسبی باید گرفته شود اما فطرت نسبی نیست می باشد و تازه اینکه کوشا باشید و هدفمند درعمل باشید و بسیار سرسخت درکارها باشید و از عین غافل نشوید که دیدن تا جای ممکن دردسترس به انسانی که درروال تکلیف می رود کمک می کند که نفوذی بیشتر پیدا کرده و درجه اش با اینکه بهشت دارد بالاتر رود می باشد و پس عامل بیداری می شود و روشنگری همینطور است چنین بشود هدایت بیشتر نیز رخ می دهد می باشد و تازه اینکه همانا هر تعریف که مغایر با معنایی حقیقت باشد رد روی ثابت است می باشد که همانا حتی اگر درعقل نظری صحیحی باشد مگر اینکه عقل نظری مغایر معنایی حقیقت و امتدادپیوسته اش و محصولش نباشد همانا آنگاه مورد مقبول صحیحی روی ثابت باشد می باشد. و تازه اینکه همانا کارآفرینی را تشویق بکنید و عامل مورد مقبول قرار دهید و کمکشان بکنید می باشد. و تازه اینکه بین اثنی عشری و جنبش حقیقت ولایت قرار دارد می باشد چنین است که آینده روشن است و باید به سوی نور رفت و تازه اینکه به آینده سبز امیدوار باید بود و به گذشته سرخ باید دلگداخته داشت و صلح و صفا و امنیتی امروز دنبال ولایت آن بود و نام گل مانند الله برتابناک آن می دمد چنین است که این است نقش بسته می باشد و تازه اینکه هرگز من را ما خطاب نکنید مگر اینکه گروهی غیر خود همراه خود می دانید می باشد که آن ما اگر درراه خدا و اوامرش هم باشد مقدس است چنین است که منظور از ما چنین بوده است می باشد. و تازه اینکه عین مرکز رخداد ها است و بیشتر عامل باشید تا منفعل چنین است که درروال تکلیف است بعد هم عین اصل است اگر درراه خدا واوامرش باشد چنین است که عین مورد مقبول می باشد‌‌. و تازه اینکه فریاد بهتر از سکوت است مگر سکوتی که با خدا و اوامرش و ولایت باشد که نشان آماده به عملگرایی اسلامی می باشد و تازه اینکه آنان امر به معروف و نهی از منکر نکند مگر کسی که سه خصلت در او باشد: در امر و نهی خود مدارا کند، در امر و نهی خود میانه‏ روی نماید و به آنچه امر و نهی می‏ کند، دانا باشد. و تازه اینکه دانسته شود جاذبه و دافع باهم داشت کسی که فقط جاذبه دارد بداند برحق نیست باید هم جاذبه درکنار دافعه را داشت می باشد به طوری که سعی بشود جاذبه بیشتر باشد می باشد و مثبت اندیش (مایل به نرمال) بود اما کدام مثبت اندیش (مایل به نرمال) ؟ اینکه ۱۰۰ سال بپنداری که غذا بیاید نمی آید پس مثبت اندیشی باش که خدا و اوامرش با من است اگر تلاش و کوشش درراهش کنم او هم کمک می کند می باشد. و تازه اینکه جوانمرد باشید و به مردانگی برسید و بدانید که بزرگی و جوانمردی راحت بدست نمی آید با سختی بدست می آید باید از تجربه ها استفاده بکنید و پخته شوید و پیر شوید حتی وقتی جوانید و مسجد منطقه ذکر و یاد خدا تعالی است و ساختن فرهنگسازی شوراء در منطقه مسجد و ذکر باشد و آن وقت معنای دیگر پیدا می کند و دل ها را می کشاند و این اتکای اسلام است می باشد. و تازه اینکه به مسجد مراجعه کنید چه کوچک باشد چه بزرگ باشد میباشد و تازه اینکه استنباط الهی تنها روی ثابت این کتاب است بقیه ویا الهی اند که انسان به آن مربوط است ویا استنباط بدون الهی است و ما صدیقین روی ثابت می باشیم اما هم اینکه عملمان مصلح و خداگونه باشد فرق دارد با صدیقین است اما سعی می کنیم که عملمان هم مصلح شود واخلاقی شویم می باشد وتازه خدا درگرو دارد و ازدرگرویش جدا نیست اما پیوستگی دارد می باشد و تازه عشق مقدس است اگر با خدا و اوامرش باشد می باشد و تسکین و آرامش درخانواده باید باشد و نباید دردسر و مشکلات باشد می باشد و تازه زن باید سالار خانه باشد نه مرد می باشد اما اینکه مرد تحکیم کننده ی خانه (و تربیت کننده زن) است فرق اینجا است که زن همچون مردم است و مردمسالاری است که حکومت باید تابع مردم باشد و مردم برتری دارد بر حکومت اما این حکومت است که تحکیم کننده مردم می باشد (و مردم تمکین از حکومت داشته باشند درحالی خود آنان سالارش می باشند و این رفتار متقابل است) و این مثالی است که برای اینکه دانسته شود وظایف زن و مرد گفته شود می باشد و تازه حکومت بد بهتر از بی حکومتی است می باشد.
 #حدیث_مهدوی

امام محمد باقر



امام باقر علیه‌السلام فرمود: زمانی بر مردم می آید که امامشان غایب شود. پس خوشا به حال آن ها که در آن زمان بر امر [ولایت] ما ثابت بمانند...

کمال الدین/ ج1/ باب32/ ح15/ ص602
و تازه اینکه دانسته نظام جمهوری اسلامی آمد دست شیطان بزرگ را جدا از ایران کرد چنین نظامی خوبی هایی داشته است و تاثیری به بدی هایش ندارد اما اگر بدی آن گفته شود به خوبی آن اختلاف نیست می باشد و تازه اینکه برامر ولایت ثابت باید ماند می باشد. و تازه اینکه روم گرگی درلباس میش است اما دجال روباهی درلباس میش است حتی بدتر می باشد و صورتش مصلح تر است چنین است که دجالیان آمد گرگ که سگ باشد بشوید و آن را بدرید هرچند حیوانیت درمقابل آن بیاید و آن انسانیت باشد چنین که روباه درلباس میش بدتر از گرگ بی جا است چه برسد به جایش که درمقابل روباه درلباس میش باشد می باشد وگرنه میشی که میش باشد(جزء درمقابل معدود لله که درمقابل روباه با لباس میش است) همانا کافر باشد آزاده است و مسلمان باشد مومن است می باشد و چون آزاده باشد دوست و یار او را بدارید چون ما یک ارتش باشیم دوبخش ارتش ما می شود که یک بخش آن آزاده و یک بخش سلامت همانا آزاده هرکسی عاقل که خدا ومعاد را باور دارد باهرهری که باشد و بخش دیگر عقل معرفت که خدا و اوامرش و ولایت باور دارد با هرهری که باشد می باشد و تعداد زیادی یار می شود تقریبا نیمی از انسانها می باشند همانا هرچند خودشان خود را حساب نکنند باز حساب می شوند چنین است که همانا سپاه ما ازآزادگان بیشتر است می باشد این درمقابل جبهه ی دشمن است و اسم ما مخفف از جمله ی جنبش حقیقت دانان که جحد (نیروهای امید دگرگونی عملگرا ما است ناُد NOD) می باشد و دنبال صلح می باشیم و بیشتر به نیروهای فرهنگی و هلال احمر می گرایم تا اینکه جبهه ی جنگ باشیم همانا جبهه و جنگ نداریم مگر دشمن خدا ویا دشمن انسانیت ویا دشمن خاکی می باشد که پرچممان سفید البیعت لله است زیر سایه ولایت اقدام می کنیم و معدود لله نیست مگر از ابلیس تا سلمان رشدی ها و عوام سگ پایبند با آنان می باشد چنین است که نظام سلطه همانا به منظور درانسانها دشمن خط مقدم ما است میباشد. و تازه اینکه GDI خطاب به نظام سلطه است و تمام شرها درروباه با لباس میش نهفته شده تا روباه پشت گرگ چون تزویر به شر حقیقی نزدیک تر است تا شر عیان و مشخص تمام شر درمقابل تمام خیر می ایستد آنان روباه درلباس میش باشند و...آزاده نما درمقابل ما می باشند و ما قوچ درلباس سگ درمقابل دشمن می باشیم کسی که قوی تشخیصش عینش باشد نمی فهمد و حتی چه بسا شر را خیر بگیرید مگر اینکه بصیرت و فهم داشته باشد آنجا می فهمد که همانا ما قوچیم درلباس سگ درمقابل دشمن آنان روباهند درلباس میش و ما را گرگ نیز عین بپنداشته و عینیگرایان نه بصیرت و فهمیدگان جنگ را به ترتیب گرگ و میش می بینند نه جنگ بین قوچ و روباه که روباه درلباس میش رفته و قوچ درلباس سگ که شبیه گرگ است شما قدرت تشخیص داشته باشید چون لازم است دندان درمقابل دشمن خدا و دشمن انسانیت و دشمن خاکی که مدعی حقوق بشر و صلح است تیز کنیم و خشونت و زشت و ترسناک بنمایم تا دشمن نتواند مقابله بکند و چهار ماشین بسازید هوایی و زمینی و همچون حیوانی راه برود و فضایی چنین است که این ماشین ها اسباب تولید کنند نصفشان نظامی برای دفاع و نصفشان خدمه و رسیدگی حتی به نیرو دشمن که زخمی شده اند می باشد و تازه اینکه روباه درلباس میش همانا مبنا قلب فعال متاثرگر به طور گسترده درراه خلاف دین و همولوژیک دین می دارند می باشد که مثلش همچون سلمان رشدی می باشد و تازه اینکه دانسته شود درسخن گفتن بگذارید طرف مقابل را بگذارید سخنش انعقاد بیاید پس از آن خود شما صحبت بکنید و رعایت نظم را داشته باشید درحرف هم پریدن نشان نبودن کمال عقل است می باشد و تازه حرف با عمل باید یکی باشد همانطور که باطن و ظاهر باید یکی باشد میباشد جزء درمقابل دشمن که باید ترسناک بود تا جرات استعمار نکند می باشد. و تازه اینکه موسیقی نیاز است و زندگی بدون موسیقی یک اشتباه است و زیبایی این است که هرچیزی کاربرد صحیحی داشت همانطور که یک ابزار می تواند خطرناک باشد می تواند به همان اندازه ویا بیشتر مفید نیز باشد پس بهره درستی از آنان را ببریم می باشد مثلا برق همانطور خوب است خطراتی نیز دارد به درستی استفاده کردن و به اندازه استفاده کردن باید قابل توجه باشد می باشد. و تازه اینکه به طبیعت رسیدگی عملی کنید و نگذارید که ضرری به طبیعت برسد می باشد. اما اگر آزادگی حقیقی باشد که خلافش ثابت شده باشد (همانا گروه دانایان آزادگی GDA میباشد)چنین بشود تا بتواند درمقابل گرگ ها بایستد می باشد و چنین است که تشخیص بدهد تفاوت قوچ با لباس سگ با گرگ درلباس گرگ درچیست می باشد چنین است که راهکار ^مقابله^ را پیدا می کند می باشد چنین وضعی است که گروه بنیادی مثلث و گروه آزادگی دایره است و کل جامع گروه مربع می باشد و تازه اینکه دانسته گروه ما تشکیل شده از GDA و NOD است می باشد درکل حزب الله (خاص) یا حزب خدا می باشیم و چنین است که می توان توسعه و پیشرفت با پشتوانه ی انسانیت و نیکوکار بودن و همانا بخش ما با پشتوانه ی خدا و اوامرش و ولایت و امتدادش نیز داشت می باشد. و تازه اینکه ما می توانیم هرچند بگویند نمی توانیم چون ما را باور به درحساب ملاک می باشد پس اگر عمل کنیم خدا پشت ما می باشد و تازه اینکه از شهرجنگلی بسازید تا منابع طبیعی هم حفظ شود که فقط مال من و تو نیست همانا میراثی است که برای فرزندانمان و آیندگان باید بماند و ساختمان هایی بسازید که نصفشان آپارتمان و نصفشان جنگل باشد و اعتدال شده باشد و درهم ترکیب شده باشد تا این رشد و توسعه مانع طبیعت نشود بلکه همراه آن رشد پیدا بکند می باشد. و تازه اینکه بیابان زدایی بکنید و اعمال مخرب انسان را شسته و آن را برگردانید می باشد. و تازه اینکه سعی و تلاش اصالتش کم و بیش دارد و اصالت انسان جزء تلاش و کوشش نیست پس تلاش و کوشش تمام انسان است چه صدام چه امام خمینی (ره) و ابوسفیان و پیامبر (ص) با تلاش و کوشش به جایی رسیده اند همانا خیلی کم درعین پیدا می شود که خدا دست ببرد و دفعتا رخ بدهد می باشد‌ پس این قانون این عالم است که بدون تلاش و کوشش نمی توان رسید پس فیزیک بر انسان و عالم برقرار است پس میزانی که طی شود همان میزان برداشت می شود می باشد نه بیشتر نه کمتر چه کافر باشید چه مومن اما مومن شما خاص باشد خدا وارد عرصه می شود و دستبرد می زند می باشد و تازه اینکه پس از درون به بیرون آمدن باید به درون خود بنگریم زیرا خوشبختی همچون نمک اقیانوس دردرون ماست و تازه اینکه از درون به بیرون آمدن درون فطرت است که مشترک ما انسانها است هرچند فهمیده نشود و از بیرون به درون رفتن درون خود است فقط مختص به خود است می باشد آن درون و این درون کجا ؛ آن درون فطرت مشترک بین همه انسانها است هرچند از تخلف نیابند و این درون خود فرد است می باشد و حکم مجازات شما از انتقام نباشد از عدالت باشد چون کسی که دردنبال انتقام باشد ، مساوی و همپای دشمن خود است اما اگر از دنبال انتقام بگذرد ، از دشمنش پیشی می گیرید و زندگی کسانی که به دیگران‌ توجه و علاقه دارند درشادمانی و سعادت می گذرد و تازه یادتان نرود که اندکی هم شده به خود توجه داشته شود می باشد چون همانا اینکه تصور نو وجدید به خود ازخود داشت می باشد.قضاوت شروعش بی طرفی از حق می باشد و تازه اینکه راز خوشبختی چگونه بدست می آید :(۱۰۰مورد)
۱_ از کسالت و دلتنگی بسیار اجتناب کنید
۲_ خود را عملا بپذیرید
۳_ خوش بین باشید
۴_ شکست ها را به موفقیت تبدیل کنید
۵_ برخورد با شکست و ناکامی ها
۶_ روی نقاط قوت خود متمرکز کنید
۹_ منبع الهامی پیدا بکنید
۱۰_ خلاصه ی ذهنی کردن
۱۱_ درنظر گرفتن لحظات مهم و سرنوشت ساز
۱۲_ با مردم به درستی رفتار کنید
۱۳_ تا حدی می توانید بخشنده باشید
۱۴_ زندگی همین است
۱۵_ اهمیت نگرش
۱۶_ چگونه مثبت بمانید
۱۷_ چرا من را اجتناب کنید
۱۸_ تغییر نگرش
۱۹_ لبخند بزنید
۲۰_ برحالت روحانی تان مسلط باشید
۲۱_ احساسات را کنترل کنید
۲۳_ نواقص را کمتر درنظر بگیرید
۲۴ _ واقع بین باشید
۲۵_ آنچه نمی توانید تغییر دهید بپذیرید
۲۶_ راه میان بری وجود ندارد
۲۷_ من بیشتر می خواهم ، همین حالا
۲۸_ فروتن و سخاوتمند باشید
۲۹_ بدانید ضدفروتنی تکبر است نه کبیرایی
۳۰_ببخشایید و فراموش کنید اما عبرت را فراموش نکنید
۳۱_ از عیب جویی بپرهیزید مگر خودتان به خود
۳۲_ هیچ چیز همیشگی نیست
۳۳_ بیاموزید به مشکلات بخندید
۳۴_ هرمشکلی حتما راه حلی دارد
۳۵_زمان بزرگترین التیام بخش است
۳۶_ خدا و اوامرش را درروح همگان جستجو کنید
۳۷_اخلاقیات اخلاقیات اخلاقیات
۳۸_هرروز زندگی تان را گرامی بدارید
۳۹_ ساده زندگی بکنید
۴۰_ زمانی برای درون نگری
۴۱_از میزان توقعات بیش از اندازهتان بکاهید
۴۲_ کمال طلب نباشید چون می مانید
(حالا درهمان که می باشید رشد کنید بعدا...)
۴۳_ مانند یک کودک بخوابید
۴۴_ اولویت های خود را بشناسید
۴۵_ خودتان را ارزان نفروشید
۴۶_از وقت خود بهترین از سود را ببرید
۴۷_ انرژی کم و زیاد می شود
۴۸_ تنهایی می تواند موجب افسردگی و اندوه شود
۴۹_ قدرت و شجاعت
۵۰_ سرمایه گذاری دردیگران
۵۱_ خدمت کردن و از خودمایه گذاشتن ، شادی بخش است
۵۲_ به زندگی خانواده خود بسیار توجه داشته باشید
۵۳_اجتماعی تر باشید
۵۴_ کودکان شادی را تضمین می کنند
۵۵_ به پدر و مادرتان توجه داشته باشید
۵۶_ سرگرمی های خلاقانه ایجاد کنید
۵۷_ دین اسلام و معنویت و نیایش
۵۸_ زندگی با استرس متعادل داشته باشید
۵۹_ خوشبختی درون شما است
۶۰_ عزت نفس خود را افزایش دهید
۶۱_ (نه) گفتن به بسیاری خواسته های خود بیاموزید
۶۲_انعطاف پذیر اما محکم ‌باشید
۶۳_ برای امروز زندگی بکنید ، برای فردا دوست بدارید
۶۴_همیشه به خاطر داشته باشید کسانی می باشند . . .
۶۵_ با اضطراب بجنگید
۶۶_خشم خود را کنترل کنید
۶۷_ حرص زیادی نزنید
۶۸_ ماتم نگیرید اما درونگرا باشید
۶۹_ صبور باشید
۷۰_ به دیگران کمک‌کنید
۷۱_ انتقاد پذیر باشید
۷۲_از تعریف و تمجید صمیمانه استقبال کنید
۷۳_ دربهترین حد خود ظاهر شوید و بقیه را فراموش نکنید بلکه به خاطر داشته اما باور بدارید
۷۴_ روی ارتباطات خود کار کنید
۷۵_ خود فردی تغییر پذیر باشید
۷۶_ برخورد با بحران ها
۷۷_ به حرف دلتان گوش دهید
۷۸_ آرام بگیرید و به آرامش برسید اما از کار نیفتید
۷۹_ با دوستان قدیمی خود معاشرت بکنید
۸۰_از یاد گرفتن استقبال کنید
۸۱_ خودتان باشید ،کاملا طبیعی
۸۲_ احساسات و هیجانات فرو خورده را آزاد کنید
۸۳_ نبود شادی تولید بیماری می کند
۸۴_ کمتر دنبال اتفاقی که می خواهد بیفتد وبلا باشد باشید ۸۵_ کسانی که درگیر فعالیت می باشند هرگز نگران نشوند
۸۶_ مشکلات خود را سنجیده برطرف کنید
۸۷_ناچارا با برخی امور رو در رو شوید
۸۸_ غلبه بر ترس ها و هراس ها
۸۹_ انتقاد از دیگران کمتر بکنید
۹۰_همه چیز اکثرا جزئی و بی اهمیت است
۹۱_ احساس رضایت را درخود ایجاد کنید
۹۲_ با وجدان درنفستان باشید
۹۳_ درپی ثبات و دوام باشید
۹۴_ از خود نام نیکو باقی در نقل تاریخ بگذارید
۹۵_ همه روزه مطالب الهام بخش بخوانید
۹۶_ درفکر تلافی و انتقام نباشید
۹۷_ با طبیعت زندگی کنید و طبیعت را دربند ماوراطبیعی بکنید
۹۸_متوجه زبان و کلامتان باشید
۹۹_ قدر نعمات خود را بدانید
۱۰۰_ افسردگی را کنار بگذارید و شادابی داشته باشید
و تازه اینکه بازار رشد دهید و مورد توجه قرار دهید و تازه اینکه او دریاها را مسخر شما انسانها قرار داد و از این گذشته خداوند آسمان نگه داشته تا بر شما (اجرام آسمانی) نیفتد پس خداوند دنیایش هم درنظم قرار داد و عین هم می توان خدا را یافت اگر درروال باشد می باشد پس آنکه خداوند را درعین می بیند به اسلام اعتقاد دارد اهل نظر شده است اینان درنزد خداوند بهشتی می باشند اما کسی که به خود فکر می کند بهشتی است جهنمی است می توانیم بگویم که کدام رده بهشتی است اما نمی توان بگویم کدام فرد در رده قرار دارد ویا ندارد شاید من هم جهنمی باشم می باشد و تازه اینکه دشمن دیپلماسی دارد با اخلاق خوش و لبخند خنجر را تا آخر فرو می کنند وتازه بی عدالتی بیماری جهان و دلیل امروز رشد نکردن مسلمانان است وتازه اینکه عملگرای اسلامی ناب محمدی واجبترین اقدام ورود میباشد.و تازه اینکه عملگرا اسلامی ناب محمدی جزء شاخصترین ها می باشد و تازه اینکه خودباوری درعمل بسیار مهم است می باشد و تازه اینکه نیکوکاری باید عیان باشد اما پنهان کردن آن بهتر است می باشد و تازه اینکه این باید گفتن مجبوری و حتمی بودن نیست بلکه به معنای باید MUST است نه باید SHOD می باشد که باید و نباید بیشتر مجبوری نیست بلکه باید و نباید بیشتر درستی و غلط و بهتر بودن است میباشد و تازه اینکه کسی کشیده خواباند صورتت همانطور بخوابان صورتش اما اما خداوند دوست دارد آنان که می بخشند و بهتر است بخشش شود می باشد. و تازه اخلاقیات بسیار مهم است پس از اعتقاد همانا اخلاق اولویت است و چنین است که اخلاق مداری پس از اعتقاد محوری مسئله است چنین است که سبک زندگی پس از اعتقادات مسئله مهم دین است و چنین است که برترین سبک زندگی عملگرای اسلامی است که مصلح آن باشد چنین است که همانا سبک زندگی به درستی می شود سبک زندگی باید درون نگر (از بیرون به درون) باشد همانطور که اعتقاد درون فهم (از درون به بیرون) است می باشد (اما دوری از بیرون نگر نباید شد) و تازه اینکه همچین وضعیتی است که می توان بیدار شد و سبک زندگی باید اعتدالی باشد و مصلح و عادل باشد می باشد و یک زندگی عادی خانواده خشن مقدس را فقط درسربازی می آموزد نه درجایی دیگر و تمام زندگی باید بوی آرامش و دوستی و شور و انگیزه بدهد می باشد و حکم معدود لله را بسپارد به ولی فقیه و نظامیان خانواده تماما باید آرامش و انگیزه باشد اما دانسته انگیزه خیر باید باشد و تربیت صحیحی به فرزندان آموخته شود و چنین است که انگیزه ی خیر نداشتن بطلان است چنین است که یک خانواده باید هم سکوت هم فریاد دوستی حاکم باشد و شور و انگیزه باشد و جای دعوا و جدل نیست بله دعوا بد است و حتی تا جای ممکن از زدن که هیچ از توهین هم باید پرهیز کرد چنین است که حتی دشمنی و خصومت ها با شور و انگیزه های مثبت و دیگاه مثبت پاک کرد چنین است که جریان محبت و عشق باید درخانه پس از اعتقاد حاکم باشد می باشد که اعتقادی نباید جزء خدا و اوامرش و ولایت و روند اثبات ملاک و امتدادش باشد می باشد چنین وضعی است که می توان یک خانه ی گرم و صمیمی داشت میباشد.
آنچه دشمنان ما ندارند ویا به اندازه ی ما ندارند انگیزه خیر است نه فقط صورت خیر نه فقط صورت از انگیزه خیر باشد چنین است که ما مطرح می باشیم می باشد و نظام مهدوی عراق مقدس تر از ایران و دارای تمدن ایران است نه فقط ایران نام است و چون اگر جمهوری اسلامی تخلف کلی بکند نظام مهدوی عراق تاسیس می شود می باشد چون بشود اروپا را تبلیغ به اسلام می کند و مسلمان می کند و سفیانی برای جلوگیری این وضعیت درغرب از غرب به شامات می آید تا منع این اقدام حکومت مهدوی عراق بشود و تا جایی موفق می شود اما ظهور رخ داده و همانا اروپا به مسلمانی خود میرود همانا این نظام مهدوی عراق با حکومت ایران دشمنی ندارد بلکه اختلافاتی پیدا می کند که شدید است اما از سر دشمنی و خصومت نیست چنین وضعیتی است که ارتش حضرت مهدی (عج) سه بخش است مبلغین و معلمین و مجاهدین چنین است که مبلغ تبلیغ دین را می کند و معلم علم می آموزد و مجاهد فتح و فتوح می کند تا جایی که جهان انسان زیر سیطره حضرت مهدی (عج) بیاید اول مبلغ وارد کشوری می رود بعد معلم می رود بعد آن مجاهد اکثرا بدون جنگ و خون ریزی فتح و فتوح می روند می باشد اما واقعیت را باید گفت بعضی جاها منجر به جنگ و خون ریزی مجبورا می شود و نمی توان جلویش را گرفت دست آخر کسانی پیدا می شوند که مانع بشوند می باشد و تازه اینکه کشتار حضرت مهدی(عج) از دوحالت خارج نیست ویا قاتل غیرمعدود لله است ویا معدود لله است می باشد چنین وضعیتی است که تکفیر واقعی زنده می شود اما ظریف و دقیق است نه حجیم و خطرناک آنهم کافری که فتنه درباور و اعتقادات می اندازد که منافق نیز از آن کافر است می باشد اما معدود لله کشتن همان تکفیر را درگرو خود دارد می باشد ببخشید دوستان اینجا و جاهای دیگر از جملات خشن استفاده کرده ام قرار است رودروایسی جزء میزان اندکی نداشته باشیم و رو راست باشیم می باشد و تازه اینکه بخشش دردین راه دارد اگر معدود لله هم باشد و بازگردد و بخشش بکند آنهم مقبول است بخشش ما گسترده است اما همانا که اگر نخواهد بازگردد ما هم بازنمی گردیم و تازه چنین است که درجنگ دنبال فراری ها نیفتید و بگذارید که بروند می باشد و تازه اینکه برای رفتن به سیاره دیگر همانا از آهن به طور مثلثی شکل پرواز بکنید چون رفته اید دنبال سیاره حیات زا دیگر نیز باشید که چون وارد شده اید تجاوز نکنید که تجربه را تکرار کردن خطا است و تازه اینکه دانسته انگیزه شما خیر و سفید باشد هرچند درلباس سیاه درشب سیاه و بر روی سنگ سیاه با مو سیاه بلند نشسته باشید و تازه اینکه ارتش را بین رنگ قرمز وسیاه(نباشد خاکی و سبز)قرار دهید می باشد اما انگیزه سفید باشد می باشد وتازه رحمت داشته باشید.

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...