{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازدست عزیزان چه بگویم، گله ای نیست*

ازدست عزیزان چه بگویم، گله ای نیست*
گر هم گله ای هست، دگر حوصله ای نیست*
دیریست که از خانه خرابان جهانم*
بربام فرو ریخته ام چلچله ای نیست*
سرگرم بخود زخم زدن در همه عمرم*
هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست*
دیدگاه ها (۲)

چه بگویم که دگر حوصله ای نیست مرا...دگر از دست کسی هم گله ای...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش اول_دنیا پر از آدم‌هایی است که همدیگر را گ...

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

از دست عزیزان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط