عشق بی پایان پارت۱۶

عشق بی پایان پارت۱۶
*پرش زمانی به چند ساعت بعد
با مایکل گرم صحبت بودم ک متوجه ارتباط جیمز با یه دختره شدم بهت زده بهش نگاه میکردم و روی ناخونمو دست میکشیدم
دستای مایکل رو گرفتمو لب زدم
_میشه من با تو زندگی کنم؟
لطفا
*مایکل
(به یه دختر سکسی مگه میشد گفت نه میبرمش با خودم و جیمز رو تهدید میکنم ک جایگاهشو بده بهم وگرنه این فسقلی رو میکشم یا مثلا یکم باهاش عشق و حال کنم بعدشم راهیش کنم بره؟)
~بـ..بلع چرا ک نه لطفا از این طرف
راه افتادیم سمت ماشینش وقتی سوار شدم خیلی از کارم پشیمون شده بودم و عذاب وجدان داشتم..

*2ماه بعد

داشتم با مایکل زندگی میکردم اما نه یه زندگی رمانتیک
یه زندگی دوستانه بدون هیچ رابطه خاسی
چند روری بهم اصرار میکرد یه مهمونی عادی بگیریم منم ک دیگ خیلی برام خوصله سر بر بود زندگی قبول کردم مایکل گفت ک قرار جیمزم بیاد
پشت میز میکاپ نشستم یکم میکاپ کردم نگاهی به موهای فر و بهم ریختم انداختم
ک مایکل وارد شد و از تو اینه نگام کرد و لب زد
~میخوای برات اتو کنمش؟
_مگه بلدی؟!
~اگه تو بخوای اره
_ممنون میشم اگه انجامش بدی
تمام مدت تماشاش میکردم تمرکزش نگاه ناگهانیش واقعا یه جنتلمن بود..
دیدگاه ها (۰)

◝ تیمــــآرم‌ کــن . .◟- #ParT_13 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄سمت ...

رمان عشق ممنوع

Cruel Love.پارت اول ویو آنجلینا.خیلی ذوق داشتم واسه اومدنشون...

من عاشق یک مافیا شدم Part 3ات: ۲روز بهم وقت دادن... اگه ... ...

می‌دونم شاید نتوانید کمکم کنید ولی بهتون نیاز دارم ماجرای هم...

#Escape_from_death_April29 #part5به عکسی که به سنگ قبر تکیه ...

برده عمارت جئون

وقتی پدرت بود🧡پارت ۳(last part)با‌حرفهاش واقعا داشتم اروم می...

سناریو مایکی پارت۳

در جست و جوی خاطرات پارت ۱۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط