{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

◝ تیمــــآرم‌ کــن . .◟

◝ تیمــــآرم‌ کــن . .◟
- #ParT_13 "
┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄

سمت دستشویی رفتم و آبی به دست و صورتم زدم

خوابم نمیومد هیچ رقمه..

تو آینه دستشویی چشمم به خودم خورد و دلم واسه خودم گرفت..

صورتم جا جا کبود بود!

گاهی حس میکردم فقط وسیله خوابوندنِ‌ عـ .. طشم!

زیر لب با خودم لب زدم:
- اینم از زندگی تو لینا خانوم..

از دستشویی بیرون اومدم و سمت اتاق رفتم..

امروز آقا ی مین وو میومد

بهتر بود با این سر و وضع منو نبیده چون بدجور حساب مینهو رو می‌رسید!

تنها لوازم آرایشی که دستم بود یه کرم بود

همونم از مجبوری خریده بودم!

کـ .. بودی ها رو با کرم قایم کردم و بعد عوض کردن لباسام‌ از اتاق بیرون رفتم..

یکم تهیونگ بیدار میشد و میرفت سرکار

بی حوصله صبحونه ای براش درست کردم

یکم بعد قامت بلندشو وارد آشپزخونه کرد..
چشمش رو صورتم موند!
دیدگاه ها (۷)

عشق خیانت انتقام

p2همینجوری داشتم با خودم حرف میزدم که با صدای رورا به خودم ا...

سرنوشت پارت (۹)اره درسته ا.اون جونکوک بود ار.ه خودش بود صدای...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_19 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄باه...

سیلام 🎀🧸 بریم برای پارت گذاری ؟بزن بریممممممویو«نامجون»با صد...

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

(کشتار مافیا) «پارت 4ویو سوجین: داخل آشپزخونه شدم خیلی بزرگ ...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

چند پارتیـ درخواستیـــــــــــــــــ🧊💔ـــــــــــــــــوقتی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط