Cruel Love

Cruel Love
.پارت اول
ویو آنجلینا
.خیلی ذوق داشتم واسه اومدنشون واسه کسی که ۱۳سال دلنتگش بودم ذوق داشتم و نتونستم شب بخوابم آنقدر استرس داشتم که دستام می‌لرزید رفتم یه دوش گرفتم و اومدم روتین پوستی انجام دادم یه لباس سفید ستاره دار پوشیدم با یه شلوار بگ مشکی استایلش کردم یه گردنبند ظریف ستاره با گوشواره ستش انداختم موهام رو خشک کردن باز گذاشتمش ، داشتم میکاپ میکردم که لارا اومد تو اتاقم اونم یه لباس خاکستری با شلوار خاکستری پوشیده بود .
.لارا:دختر چه خوشگل شدی زود بیا پایین دارن میان
آنجلینا:باشه الان میام( با استرس)
.لارا : آنجلینا خوبی !
آنجلینا :آره بابا (با لبخند ی که پشتش استرس قایم شده)
باهم رفتیم پایین منتظر بودیم تا بیان که یهو صدای زنگ در اومد اجوما درو باز کرد قلبم خیلی تند میزد وقتی اومد تو یه لحظه هیچی حس نکردم لرزش دستام بیشتر بود نمی‌دونم چرا بدنم اینقدر واکنش نشون میداد با همه احوال پرسی کرد تا اینکه رسید به من باهم چشم تو چشم شدیم حس کردم یه لحظه زمان ایستاد قلبم طوری میزد که حس میکردم الان از جاش درمیاد همینطور داشتیم نگاه میکردیم تا اینکه گفت
جونگکوک=سلام خانوم کوچولو دلم برات تنگ شده بود (با لبخند)
آنجلینا س سلام کوک منم دلم برات تنگ شده بود (با صدای لرزون)
رفتیم نشستیم رو کاناپه اجوما و خدمتکاری دیگه داشتن میز رو میچیدن مامان و بابا هم با کوک حرف میزدن لارا هم داشت با تهیونگ حرف میزد و منم فقط نگاه میکردم واقعا دلم براش تنگ شده بود دوست داشتم بغلش کنم بعد ۱۳سال تونستم ببینمش(نکته :آنجلینا از سه سالگی با کوک دوست بودن کوک مثل برادر دوم آنجلینا بود )از بچگی کوک مثل برادرم بود تا اینکه وقتی بزرگ شدم حسم نسبت بهش تغییر کرد داشتم فکر میکردم که ....
ببخشید اگه کم شد ،اگه غلط داشتم ببخشید،
اسلاید دوم لباس آنجلینا و لارا
اسلاید سوم استایل کوک
اسلاید چهارم استایل تهیونگ
اسلاید پنجم میکاپ و مدل مو آنجلینا
دیدگاه ها (۰)

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 53 " " ویو پارک جیمین ...

عشق خیانت انتقام

پارت ۳

Do I love him, or do I hate him?p:³رفتم جلوی در مهد کودک تا ...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

پارت دوازدهم من رفتم کنار ات دراز کشیده و به صورت زیبا اون ن...

چند پارتی جونگ کوک دعوایی که جونگ کوک اومد کت و شلوار مشکیشو...

۴۳part جونگکوک همان‌طور که نگاهش به موبایلش بود لب زد: «ساعت...

the first lie

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁶ویو: اتصبح که بیدار شدم، دستم رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط