{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنه...

آنه...
تکرار غریبانه ی روزهایت چگونه گذشت...؟
وقتی روشنی چشم هایت در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود...
با من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکی ات;
از تنهایی معصومانه ی دست هایت; آیا می دانی که در هجوم درد ها و غم هایت;
و دوران ملال آور زندگی ات;
حقیقت زلالی دریاچه ی نقره ای نهفته بود...؟
آنه...
اکنون آمده ام تا دست هایت را;
به پنجه ی طلایی خورشید دوستی بسپاری;
و در آبی بیکران مهربانی ها به پرواز درآیی...
و اینک آنه! شکفتن و سبز شدن در انتظار توست...
در انتظار تو…
دیدگاه ها (۳)

خیال میکنی چی میشه خان دایی !؟ کسی از مُردن ما ناراحت میشه !...

شازده کوچولو از گل پرسید: آدم ها کجان؟ گل گفت: باد هی این ور...

ازروزی که نامت ملکه ذهنم شداحساس میکنم که جمجمه امباشکوه تری...

هوای این روز‌ها را نمی‌خواهم چیزی کم دارد چیزی شبیه تو...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

‍ 🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْ...

آنشرلی با "اِ"اضافه

” آنه! “تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت؟وقتی روشنی چشم هایت...

آنه تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت؟ وقتی روشنی چشم هایت… د...

آنه!تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت.. ،وقتی روشنی چشمهایت ،...

آنهتکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشتوقتی روشنی چشم هایتدر پشت...

#نوستالوژی#آنه،تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت...وقتی روشنی...

” آنه! “تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت؟وقتی روشنی چشم هایت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط