پارت اخر❤

♡مسخره نکن😑 +ولی خدا وکیلی این دختره کیه که دل این پسرمونو برده؟ ♡خب نمیگم... +چرا نمیگی آخه اه😑 ♡نمیخوام دیگه... +خو چرا؟ نکنه عاشق رفیقم شدی؟😨😂 ♡نه خیرم... +خب پس چی؟😐 ♡نمیگم دیگه:/ +اههههههه=_= (بعد ۵ دقیقه) +هی تهیونگ.... ♡هوم؟ +من گشنمه بدون صبونه اومدم:/ ♡منم:| +پاشیم بریم کافه یه چیزی بخوریم:/ ♡موافقم:| (پاشدیم رفتیم کافه کیک فنجونی با هات چاکلت سفارش دادیم و بعدش نوش جان کردیم:| بعدشم که گرم شدیم یهخورده پارک رفتیم برف بازی هرکدوم یه آدم برفی درست کردیم و بعد گذاشتیم بچه های بارک تزئینشون کنن واقعا خوشگل شدن ذهن بچه ها خیلی خلاقه😻) ♡بچه ها توی تزئین خیلی ماهرنا😸 +هوم خیلی😻👐🏾 (بالخره بعد از کلی گشت و گذار رفتیم خونه هامون و ناهار خوردیم....ولی دوباره قراره بریم بیرونಠ_ಠ هوا به این خوبی برا چی از دست بدیم؟ರೃ_ಠ دوباره بعد از یه استراحت کوتاه موقعی که هوا یخورده تاریک شد رفتیم بیرون و بعدش رفتیم رستوران تا یه شام کوچیک بخوریم......) (جرعه ای از آبم رو سر کشیدم....) +واقعا مرسی ته امروز خیلی خوش گذشت مگه نه؟^_^ ♡هوم آره واقعا کیف دادD: +خب کی قراره بری به عشقت اعتراف کنی؟=) ♡خب....نمیدونم....شاید الان....:> +ههههههه الان؟؟؟؟؟مگه اینجاست=□ کو کجاست کیه میخوام ببینمشD= (ولی خب طبق اون چیزی که فکر میکردم پیش نرفت...انتظار داشتم اون دختری که عاشقشه رو ببینم و یه عالمه نقشه برای رسوندنشون بهم دیگه بکنم ولی ته اومد جلوتر و دستاش رو توی دستام قفل کرد...) ♡اون تویی ا/ت.... +ه...هه؟... ♡ا/ت...من عاشقتم!...دوست دارم همیشه پیشم بمونی...فقط با لبخندای توعه که زندم.... +....چند تا ورق واسه زدن موخم با این جمالت مصرف کردی؟..... ♡۵ تا....😸 +تبریک میگم....موخمو زدی...اعترافت بدجوری به هوا میخوره ها....فکر همه جاشو کردی..... ♡هوم...به نظرم قراره خنده دار ترین عشقو داشته باشیم😸 +دقیقاಠ‿ಠ♡ (بعد این حرفم نزدیکم شد و لب♡♡♡اش رو گذاشت رو لب☆☆☆ام تعجب کردم ولی منم همراهیش کردم....) ♡دیگه مال منی... +عر صاحاب پیدا کردم=) ♡برو بابا مثلا خواستم رمانتیک باشم=/ +رمانتیک بودی نترس من تر زدم به وضعیتD= (هیچی دیگه...بالاخره منم عاشق شدم....همون لحظه که گفت عاشقتم یهویی بهش حس پیدا کردم...کلمات جادو دارنا:/ جر تر از جر عر تر از عر:/ قصه ما به سر رسید و حتی فکرشم نکنی اون کلاغ بنده خودا رو بیارم وسط چیکار به زندگی اون بدبخت دارید یه وقت میرسه به خونش یه وقت نمیرسه دیگه:/)....
دیدگاه ها (۷)

Part ³⁶ویو جونگکوکرسیدیم عمارت پیاده شدم و درو واسه فسقلی با...

‏🦊[۱۶:۱۸ ~ ۱۶:۲۱ به وقت کره]بنگ-های ㅎㅎㅎچیکار می‌کنی؟؟صبح تمر...

سلام سلام:)

- میگم میای بریم کافه تریا یک چیزی بخوریم + بریم من که کاری ...

بعد از ۴ سال می خوام از ویسگون برم..خیلی تلاش کردم تا به این...

خببب، فکر کنم وقتشه دوباره برگردم... این مدت یه‌سری چیزا توی...

خب سیسیااا سلام 🦇بچه ها خب دیشب من گیربمم رو کردم و رفتم پار...

بادرگارده شخصی من پارت ۱۱

وای خیلی بده واقعامنم این و درک میکنم یه سال پیش مامانبزرگم ...

عمو لینو تولدت مبارک☆☆☆☆☆☆میدونستی اخرین کسی هستی که تولدش ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط