- میگم میای بریم کافه تریا یک چیزی بخوریم
- میگم میای بریم کافه تریا یک چیزی بخوریم
+ بریم من که کاری ندارم
- خوبه بریم
جیمین و جونگ کوک وارد کافه تریا شدن و چشموشون به ات و لیا خورد و تنها میزی که کسی روش نبود جفت ات و لیا بود ورفتن اونجا نشستن و چون به ات و لیا نزدیک بودن خیلی خوب حرفهاشون رو میشنیدن
٪ میگم ات تو خانوادت چکارن
+ خب من خانوادم وقتی ۸ سالم بود مردن و تا ۱۸ سالگی داخل پرورشگاه بودم بعدش رفتم امریکا و الان دوباره امدم کره
+ میگم میشه بهت اعتماد کنم
٪ اره چرا نتونی من و تو الان دوست های صمیمی هستیم تازه من راز نگه دارم
+ خب لیا یک دقیقه میای
٪ کجا بیا بهت میگم
لیا و ات رفتن بالای پشت بام
+ خب لیا من باید یک حقیقتی رو بهت بگم
خب بچه ها بنظرتون ات قراره چه چیزی رو به لیا بگه
میدونم کرم دارم جاهای حساس تموم کردم🤣
ولی خب من اینم دیگه😁
+ بریم من که کاری ندارم
- خوبه بریم
جیمین و جونگ کوک وارد کافه تریا شدن و چشموشون به ات و لیا خورد و تنها میزی که کسی روش نبود جفت ات و لیا بود ورفتن اونجا نشستن و چون به ات و لیا نزدیک بودن خیلی خوب حرفهاشون رو میشنیدن
٪ میگم ات تو خانوادت چکارن
+ خب من خانوادم وقتی ۸ سالم بود مردن و تا ۱۸ سالگی داخل پرورشگاه بودم بعدش رفتم امریکا و الان دوباره امدم کره
+ میگم میشه بهت اعتماد کنم
٪ اره چرا نتونی من و تو الان دوست های صمیمی هستیم تازه من راز نگه دارم
+ خب لیا یک دقیقه میای
٪ کجا بیا بهت میگم
لیا و ات رفتن بالای پشت بام
+ خب لیا من باید یک حقیقتی رو بهت بگم
خب بچه ها بنظرتون ات قراره چه چیزی رو به لیا بگه
میدونم کرم دارم جاهای حساس تموم کردم🤣
ولی خب من اینم دیگه😁
- ۱۱۵
- ۰۵ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط