{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

📜

📜
#غزلیات
#رهی_معیری
#غزل_بیست_و_هشتم

چون #شفق گر چه مرا باده ز #خون جگر است
#دل آزاده ام از صبح طربناک تر است

عاشقی مایه #شادی بود و #گنج مراد
دل خالی ز محبت #صدف بی #گوهر است

جلوه #برق شتابنده بود جلوه عمر
مگذر از باده مستانه که شب در گذر است

#لب فروبسته ام از ناله و فریاد ولی
دل ماتمزده در #سینه من نوحه گر است

گریه و خنده آهسته و پیوسته من
همچو #شمع سحر آمیخته با یکدیگر است

#داغ جانسوز من از خنده خونین پیداست
ای بسا خنده که از گریه #غم انگیزتر است

خاک #شیراز که سرمنزل #عشق است و امید
قبله #مردم صاحبدل و صاحب نظر است

سرخوش از ناله مستانه #سعدی است رهی
همه گویند ولی گفته سعدی دگر است

#اندیشمندانه_انتخاب_کنید
#اندیشمندان_جوان_سپنتا
لینک کانال 👈 @ajs_org
دیدگاه ها (۰)

Attar#050622

موج گیسویت اگر چشم و دلی خانه کُنَد خَم ابروی تو مُژگان ...

چون شفق گر چه مرا باده ز خونِ جگر اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط