{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیای عاشق من 🌱🖤

مافیای عاشق من 🌱🖤
پارت 28

•ط با این دختر چیکار کردی که کارش شده بود گریه؟
+اره؟ گریه میکردی؟ تو ک خیلی سنگ دل بودی؟
_دیگ جنابعالی منو اینشکلی کرد دیگ.
+ببخشید من واقعا متاسفم(گریه)
^(کوک رو بغل کرد) پسرم گریه نکن همه چی درست میشه.
_مامان من دیگ میرم کاری نداری؟
^•+کجا؟(تعجب)
_با دوستم قرار دارم.
+نه بابا؟ با کدوم دوستت؟
_ب ط ربطی نداره (سرد)
+اتفاقا ب من ربط داره ک زنم با کی میره با کی میاد.
_من درخواست طلاق دادم.
+منم پارش کردم و امضا نکردم.
_من رفتم خدافظ.
لاریسا ویو:
خواستم برم ک بازومو گرف.
+گفتم کجا؟با کی؟
_میگم به تو ربطی نداره(عربده)
+اتفاقا داره. اصن میام میرسونمت.
_خودم ماشین دارم.
+من میرسونمت.
_میگم دیرم شد ولم کن.
+گفتی کدوم کفشا رو میپوشی؟
_هوففففف.
رفتیم با هم سوار ماشین شدیم تا مقصد نیم ساعت راه بود. کوک هی دستشو میزاشت رو رونم.
_دستتو بکش.
+بیب اموال خودم ولم کن.
دستم رو رونم بود ک دستشو گذاشت رو دستم و با هم دنده رو عوض کردیم.(امیدوارم فهمیده باشید)
+دوستت پسره یا دختر؟
_دوستم نیس یکیه که خیلی تو مهاجرتم کمکم کرد و پسره
+چی نبابا؟ دیگ چی؟
_ببین میخوای تو هم باهام بیا ک ببینی من فقط یه تشکر میخوام ازش بکنم و براش یه کتاب گرفتم.
+مطمئن شم چیزی بینتون نیس؟ اره باهات میام.
_اوک بیا و ببین چیزی بینمون نیس. یارو 49 سالشه من 25سالمه.
+ی چیزی بگم؟
_بله؟
+من وقتی کنارتم حالم خوبه و خوشحالم ولی وقتی ازت دورم اصن نمیدونم چرا انقد کلافه و ناراحتم.
دیدگاه ها (۰)

رمان عشق ممنوع

پارت ۳

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part59بلندشدم و رفتم سمتشاما همینکه بلندشدم و...

سناریو هانما پارت ۲

وقتی میرین مهمونی ولی ...دیدم میا چشمک زد و حواس ته رو پرت ک...

رمان تو خود منی

وقتی برای چهارشنبه سوری میاریشون ایران

جیمین که از دیدن اینطوری شوگا شروع کرد به اشک ریختن جیمین:شو...

Love you پارت ششم!نمیزارین بگم ک-بگو دیگ بدو!پلیسا جای یکی ا...

THE FIRST KISSPART: 6ات: دستم وحشی (گریه) تهیونگ: چته مگه نگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط