آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

#part59

بلندشدم و رفتم سمتش
اما همینکه بلندشدم و موهامو دادم عقب با تعجب از سرتا پامو نگاهی انداخت و با ی نیشخند منظرم وایستاد

با اخم رفتم جلو

آراد:سلام چطوری زیبا

دستشو دراز کرد سمتم

من:زیبا مادرته مرتیکه هیز

برگشتم که برم مچ دستمو گرفت
دستمو از توی دستش کشیدم

و داد زدم:دستتو به من نزن پلشت

اخمی کرد

آراد:هویی زنیکه حدتو بدونا
اون پسره حرومی کی بود

من:مثلا حدمو ندونم چی میشه

آراد:خفه شو نفس میگم اون پسره آشغال کی بود

من:نامزدم بود اصن به تو چه ربطی داره

آراد:نامزدت؟
با اجازه کی؟

من:اییی وایی نکنه باید ازتو اجازه میگرفتم ببخشید بابایی یادم رفتت

دندوناشو روهم سایید
و خم شد تو صورتم و با اخم غرید:خفه خون بگیر تا خودم خفت نکردم این لباس چیه پوشیدی

من:به تو چه ربطی داره

آراد:میری درش میاری یا برات درش بیارم

خواستم بزنم تو دهنش که از پشت صدای بابا رو شنیدم... ..
دیدگاه ها (۱)

#رها برزخ نگاهی بهم کرد و ازلای دندوناشو با عصبانیت گفت:کی ...

#طاها اخم غلیظی روی پیشونیم نشست همینطورداشتم نگاش میکردم که...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_356_برو ببینم چیکااار ...

تابع قوانین جمهوری اسلامیوارد که شدم همه ی نگاه ها روی من اف...

#پارت25‌مگ عاشق شدن دلیل میخواد؟(از زبان تهیونگ)با وارد شدن ...

*شیلان*هیرسا: با تکون شونه ام چشام رو باز کردم بابا بود اروم...

ردپای تو

part: ²⁴عشق بی رنگا.ت ویوبعد از اینکه زنگ خورد با هانول رفتی...

p:⁶⁵

پارت ۷۱عشقم؟ جانم میگم امم .. چی؟ بگو چی میخواستی بگی؟؟ هی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط