#پسرمردم جان #طووووووی اشعارم

حرف دارم باهات...#پسرمردم جان

فی البداهه..

رفتیم یه گوشه دنج نبودناتو غمبرک زدیم به خیال خودمون این#دلتنگیای لعنتیو چاره بشیم...دیدیم نشد.
دو دوتا چارتاکردیم گفتیم اخه چکاریه،دس دس کردن جایزنیستو بهتره ازهمین جغرافیای دوری که هست بهت یه سرسلامتی بدیم #پسرمردم جان
خلاصه جووونم برات بگه؛دلمون#سُریده براتُ،کلافه ایم
چشامونو بستیم این یارو لعنتیه رو قورت دادیم خیره شدیم توافکارمون..
هی چپو راس شدیم،دیدیم
کلاافگی داره وجودمونو میخوره و الانه تموم بشیم بریم پی کارمون...
فشاراوردیم به مغزنداشتمون🤭
.رفتیم اون ته مه هاش عکس چشاتو پیداکردیم وزل زدیم به خماریای جفت چشات..بلکه بهونه بُر بشه این دلِ بی صاحابمون...دیدیم نووچ اینم چاره نمیشه
😔
بلندشدیم یه اهنگ بزنیم به #رگ
دیدیم زمین وزمون ریسمون بافته که امروزه رو نمیشه هیچ جوره از مُردن برات بگذریم...
دکمه ضبطو فشاردادیم ،پلی شد...

#هرجا چراغی روشنه،از#ترس تنهابودنه
#ای ترس تنهایی من،اینجاچراغی #روشنه


دیدیم صغری،کبری چیدنای افکارمون خورده بن بست..#لال شدیم دیگه
به ذهنمون اومداگه یه روزی دلتنگیامونو بساط کنیم ،#منتخب میشن
منم تو مقام یه دیووونه ی دلتنگ #نوبل میشم برات،
حالاهم بغضِ دلتنگیامونو داریم قدیم میزنیم بلکه آروم وقرارمون بشه برات

توهم #بیا و روی این ورجیای ذهن منو#کم کن و بمون دیگه بی مروت...همین
دیدگاه ها (۵۱)

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

فی البداهه‌‌‌...میخوام امروز بهت بگم که‌‌...بعضی حسا گفتن ند...

رمان انتقام خونین 🩸❣️part:73#دیاناساعت ۵ عصر بود که از درواز...

کوئین مافیا پارت33

خواب رویایی پارت دهم ♡♡

پارت ۲۴

قهرمان های من

قسمت32By your sideبعد چند دقیقه نشستن بکی و شقایق گفتن میخوا...

bad girl p: 54

👈✔️ادامه ماجرا👇🌀👈بالأخره وبعدازکلی اصرار به خانواده راضیشون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط