{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعر عالیه

شعر عالیه
.
.
.
.
بچه بودم بادبادک های رنگی،
دلخوشی هر روز و هر شبم بود،
خبر نداشتم از دل ادما..
چه بی بهونه خنده رو لبم بود
کاری به جز الک دولک نداشتم
بچه بودم به هیچی شک نداشتم!
بچه بودم غصه وبال حالم نبود
هیشکی حریف شور و حالم نبود
بچه که بودم اسمون ابی بود
حتی شبای ابری مهتابی بود
حتی شبای ابری مهتابی بود
بچگیام بچگیام تموم شد
خاطره های خوش رو دست من موند
تا اومدم چیزی ازش بفهمم
جوانی اومد اونو با خودش برد
برد... برد... برد... برد...
بچه بودم غصه وبال حالم نبود
هیشکی حریف شور و حالم نبود
بچه که بودم اسمون ابی بود
حتی شبای ابری مهتابی بود
حتی شبای ابری مهتابی بود
دیدگاه ها (۱)

برده عمارت جئون

بچه بودم بادبادکای رنگی دلخوشـــــــی هر روز و هر شبم بود خب...

بچه بودم...بادبادکای رنگیدلخوشی هر روز و هر شبم بودخبر نداشت...

بچه بودم بادبادکای رنگی دلخوشی هر روزو هر شبم بود خبر نداش...

بچه بودم غصه وبالم نبود ،هیشکی حریف شور و حالم نبود، بچه که ...

بچه بودم بابادکهای رنگی دلخوشی هر روزو هرشبم بود/خبر نداشتم ...

بچه که بودم آسمون آبی بودحتی شبای ابری مهتابی بود

... بچه که بودم تنهادلخوشيم بادبادکاى رنگيم بود نه غمى نه در...

بچه بودم بادبادک های رنگی دلخوشی هر روز و هر شبم بود#خبر ندا...

خبر نداشتم از دل آدما/چه بی بهونه خنده رو لبم بود/کاری به جز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط