(به یاد مادربزرگم که دو روزه از کنار ما رفته)

(به یاد مادربزرگم که دو روزه از کنار ما رفته)

چقدر بعضی خاطره ها دوست داشتنی هستند…
دوست داری ساعت ها و ساعت ها فکر کنی و به یادت بیاوری…
مثل خاطره ی خانه قدیمی مادربزرگ
گلدان شمعدانی …
حوض پر از ماهی..
بوی هشتی .بوی گچ کاری ها...
سماور طلایی....
قوری بزرگ گل قرمزی....
استکان نعلبکی های کمر باریک...
شمعدانی های نقره رنگ...
قران قدیمی توی یک مخمل آبی پررنگ با حاشیه های زری دوزی و یک عطر گل محمدی
عکس قدیمی پدر بزرگ تو مشهد ...
درختهای بلند و تاب بازی...
نشستن توی ایوون خونه ها و 
کودکی.....
یاد روزهای خوب زندگی....

وای که چقدر دلم می خواهد بروم تا جایی دور تر از دور دستهای حالا ...
جایی که زمان در اختیار کودکی من باشد....
جایی مثل خانه ی مادر بزرگ...
خونه مادر بزرگه هزار تا قصه داره ..
خونه مادر بزرگه شادی و خنده داره ...
دیدگاه ها (۷)

خانه قدیمی مادر بزرگ پناه آخر هفته های ما است.از زمانی که زن...

دلم یک خانه‌ی قدیمی می‌خواهدیک حال و هوایِ سنتی و اصیلخانه‌ا...

༺⃟•‌ུྃاین روزها بدجور هوای یک جای دنج به سرم زده،جایی شبیه ...

💙دلم یک خانه‌ی قدیمی می‌خواهدیک حال و هوایِ سنتی و اصیلخانه‌...

چند پارتی

💐🌼☘🌸🌼🌺🍃☘🍃 قدیم ترها،در دبستان وقتی از ما میپرسیدند شغل مادر ...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

🏡😍 خونه‌ی آرزوهام… یه تیکه از بهشت روی زمین! 🌿🌸💚🥹❤️ واقعاً ا...

Five

Lost leaves/رمان جیمین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط