{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.

#پوست_شیر
#پارت_هفتم


خدایا این پسره چقد گیره... نگاه کردم و دیدم اوه اوه یکی از رفیقای بهزاد نزدیک خونمونه.

ساحل : ازت خواهش میکنم برو دوست بابامه.
صدرا : خو گفتم شمارتو بدی من میرم دیگه.
ساحل : زشته میگم دوست بابامه.

خدای من این چرا نمیره آخه.

ساحل : اصلا بیا بشین تو ماشین.
صدرا : حالا شد.

یکم دور شدم و بعدش ترمز کردم.

ساحل : بفرما.
صدرا : رسیدیم؟
ساحل : رسیدیم چیه دیگه پیاده شو.
صدرا : بزار من جدی باتو صحبت کنم.ببین من ازتو خوشم اومده البته ممکنه فقط یه حس باشه ها حالا تو شمارتو میدی باهام در تماسیم مطمئنم توام از من خوشم میاد.
ساحل : ببین من کلا از این چیزا خوشم نمیاد یعنی اهل رابطه و اینا نیستم.
صدرا : چرا اونوقت ؟
ساحل : باید به تو جواب پس بدم ؟
صدرا : خوب بگو شاید من قانع شدم ولت کردم.
ساحل : از چیزایی که تهش معلوم نیس خوشم نمیاد.
صدرا : حالا از کجا میدونی تهش معلوم نیست تو تلاشتو بکن شاید اومدم گرفتمت.
دیدگاه ها (۲)

My_idol

شاهزاده دوست داشتنی من

رمان سوم پارت شانزدهم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚@ ویو راوی ...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.51(روایت از زبان ا.ت)کی...

رمان هکر کوچولوی من پارت هفتم

ددی مافیاپارت ۱________________________🌜🌕🌛__________________...

آواز عشق♣️part2♣️ا/ت ویو رفتم پایین و سوار ماشین هانا شدم و ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part39کیمیا:اره اما من:ببین کیمیا این قضیه ما...

مهمونی خطرناک پارت= 19از ماشینش پیاده شد و به سمت خونه راه ا...

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط