{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در قیامت ، عابدی را دوزخش انداختند

در قیامت ، عابدی را دوزخش انداختند
هرچه فریادش، جوابش را نمی پرداختند

داد میزد خوانده‌ام هفتاد سال، هرشب نماز
پس چه شد اینک ثواب ِآن همه راز ونیاز

یک ندا آمد چرا تهمت زدی همسایه ات
تا شود اینگونه حالت، این جهنم خانه ات

گفت من در طول عمرم گر زدم یک تهمتی
ظلم باشد زان بسوزم، ای خدا ڪن رحمتی

آن ندا گفتا همان کس که زدی تهمت براو
طفلکی هفتاد سال، جمع کرده بودش آبرو
دیدگاه ها (۶)

✨ در قیامت ، عابدی را دوزخش انداختندهرچه فریادش، جوابش را نم...

در قیامت ، عابدی را دوزخش انداختندهرچه فریادش، جوابش را نمی ...

☘ بخوانید زیباست ☘ در قیامت ، عابدی را دوزخش انداختندهرچه ف...

در قیامت ، عابدی را دوزخش انداختندهر چه فریادش، جوابش را نمی...

در قیامت ، عابدی را دوزخش انداختندهر چه فریادش، جوابش را نمی...

در قیامت ، عابدی را دوزخش انداختندهر چه فریادش، جوابش را نمی...

در قیامت ، عابدی را دوزخش انداختندهر چه فریادش، جوابش را نمی...

در قیامت ، عابدی را دوزخش انداختندهر چه فریادش، جوابش را نمی...

در قیامت ، عابدی را دوزخش انداختندهر چه فریادش، جوابش را نمی...

در قیامت ، عابدی را دوزخش انداختندهر چه فریادش، جوابش را نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط