در قیامت عابدی را دوزخش انداختند

در قیامت ، عابدی را دوزخش انداختند

هر چه فریادش، جوابش را نمی پرداختند

داد میزد خوانده ام هفتاد سال، هرشب نماز

پس چه شد اینک ثواب آن همه رازونیاز

یک ندا آمد چرا تهمت زدی همسایه ات

تا شود اینگونه حالت، این جهنم خانه ات

گفت من در طول عمرم گر زدم یک تهمتی.

ظلم باشد زان بسوزم، ای خدا کن رحمتی

آن ندا گفتا همانکس که زدی تهمت براو

طفلکی هفتاد سال، جمع کرده بودش آبرو
دیدگاه ها (۲۳۲)

موفقیت پاداش افراد شکست خورده ای است که نا امید نشده اند. بل...

گاهی وقتا به خودم میگم آدم باید بعضی وقتا برای خودش زندگی کن...

شادی رایگانه حتی مهربانی که هیچ وقت به خودمون هدیه نمیدیم حت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط