..يه دانش آموز اول دبستاني از خانم معلمش پرسيد: ميشه من ب
..يه دانش آموز اول دبستاني از خانم معلمش پرسيد: ميشه من به كلاس بالاتر برم؟ معلم گفت: چرا؟ دانش آموز: چون من احساس ميكنم بيشتر از حد و اندازه اين كلاس ميفهمم. خانم معلم اون رو پيش آقاي مدير مدرسه ميبره تا بعد از تست دربارش تصميم بگيره. مدير ازش ايطوري سوال كرد: سه ضربدر چهار؟ دانش آموز: دوازده! مدير: شش ضربدر شش؟ دانش آموز: سي و شش! مدير: پايتخت ژاپن؟ دانش آموز: توکیو! و مدير همينطور تا نيم ساعت ازش سوال پرسيد و دانش آموز همه سوالات رو جواب داد. ✔✔✔✔✔✔✔ اينجا خانم معلم اجازه خواست خودش چند تا سوال بپرسه. معلم: اون چيه كه گاو چهارتاش رو داره من فقط دوتا؟ (مدير با تعجب به خانم معلم نگاه كرد).. دانش آموز: پا خانم معلم! خانم معلم: آفرين درسته، حالا بگو تو چي توي شلوارت داري كه من ندارم؟ (مدير از خجالت سرخ شد) داش آموز: جيب! معلم: كجا زنها موهاي فر دارن؟ (مدير دهنش باز موند).. داش آموز: توي آفريقا! معلم: اون چيه كه شله و توي دست زنا خشك ميشه مدير ديگه داشت قلبش از كار ميفتاد كه دانش آموز گفت: لاك خانم معلم! معلم: زن و مرد وسط پاشون چي دارن؟ ديگه مدير قدرت حرف زدن نداشت.. كه دانش آموز جواب داد: زانو! معلم: اون چيه كه زن متاهل بزرگتر از زن مجرد داره؟ (مدير خشكش زد).. دانش آموز: تخت! معلم: كدوم قسمت از بدنم بيشترين رطوبت رو داره؟ ديگه مدير تحمل نكرد و از جاش بلند شد كه دانش آموز گفت: زبان! (مدير گفت خدا لعنت كنه اين فكر كثيفم رو) :پسرم تو بايد بري داشگاه و من بايد برم به جات بشينم اول دبستان... حالا انصافا كدومتون جوابهاي پسره قبل از جواب مدير اومد به ذهنتون؟ بيايد افكارمون رو پاك كنيم...
- ۴.۰k
- ۲۰ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط