{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P8

P8
F2
(روز اول مدارس)
(دیگه تابستون رو این ادم گذروندن)
هندرسون کلاس هارو گفت و همه رفتن یره کلاس
هندرسون=هند
هند:امروز یک دانش اموز داریم که تازه اومده به این مدرسه(همه هم کلاسیه یه سال پیش هستم)
هند:بیا تو خانم تکنو
(تکنو فامیلی لوکاس)(لوکاس خواهر داره)
لوسی:سلام من لوسی تکنو هستم خواهر لوکاس😊
که انیا لوسی رو میبینه و همین طور لوسی انیا رو میبینه که یه هو




































پایین


























لوسی:.....ا....نی......ا..
انیا:.لو..........س......ی
و میپرن بغل هم(هند رفته بود بیرون از کلاس)
همه چشما شون گرد میشه
لوسی:دختر خیلی وقت بود ندیدمت(بغض)
انیا:من والا هیچی از این جا به اون جا بودم😭
دامیان:انیا تو اینو از کجا میشناسی
انیا:لوسی بهترین و اولین دوست من بود و هست
..وایسا اگه لوسی اینجاس یعنی😱
لوکاس:انتظار داشتم زود تر بشناسیم
بکی:وایسا ببینم داستان از چه قرار

(خوب فکر کنم همتون الان کلی سوال دارید خوب لوسی و لوکاس هم این انیا تو ازمایشگاه
بودن و لوسی بهترین دوست انیا هست و وقتی انیا فرار میکنه لوسی و لوکاس هم با اون فرار میکنن ولی اونارو میگیرن)
دیدگاه ها (۵)

P9F2لوکاس:اخی بلخره یادت اومد که من کی هستم😌انیا:ارهلوکاس:خو...

P10F2 روز ها می گذشت و می گذشت دوستی دامیان لوسی اندر لوکاس ...

P7F2انیا رفت حاضر شد راه اوفتاد به سمت کافه تا بکی رو دید و ...

ادامهکه اومد پاشه دامیان دستش رو گرفت و انداخت رو تخت و دو د...

p14ویو پسرا شب پیژامه پارتیدامیان زنگ زد به اندر اکه امشب بی...

P13F2الان سه روز میگذره و انیا حالش خوب شده ویو تو مدرسه هند...

بکی:تابه حال پسری رو بوسیدی؟😘🍅🍅🍅:ای..ن🍅..چ..ه چه ..سو..ا..لی...

ادامه p5مرد اومد سمت انیا که لوکاس اومد یه بادم جون کاشت زیر...

p10دامیان انیا و اندر داشتن باهم حرف می زدن که یه ان یه پسر ...

عشق پنهان

✨ عشق سلطنتی ✨ پارت ۴

✨ عشق سلطنتی ✨ پارت ۲

زندگی جدیدp5ویوانیاالا دو هفته از اردو میگذره و الا تو اتوبو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط