شب است، در همه دنیا شب است، در من شب
شب است، در همه دنیا شب است، در من شب
مرا بگیر چنان جفت خویش لب بر لب!
چگونه چشم ببندم بر این الهه ی عشق؟!
عجب فرشته ی با مزّه ای ست لامصّب!!
جلو نرو که به پایان نمی رسد این راه
کدام خاطره مانده ست؟! برنگرد عقب!
چقدر قرص مسکّن؟! چقدر مُهر سکوت؟!
رسیده درد به عمق ِ... به عمق ِ عمق ِ عصب
کدام آتش عاشق به روح من پیچید؟
که سوخت پیرهن خواب های من از تب!
که در میان دلم بچّه موش غمگینی ست
که فکر می کند این روزها به تو اغلب
که چشم های ِ سیاه ِ قشنگ ِ خیس ِ بد ِ...
که عاشقت شده بودم خلاصه ی مطلب!
ببخش بچّه کوچولوی گیج قلب مرا
اگر نداشت بهانه، اگر نداشت ادب
غزل تمام شده، وقت نحس بیداری ست
تو تازه می رسی از راه خانم ِ... چه عجب!!
سیدمهدی موسوی
مرا بگیر چنان جفت خویش لب بر لب!
چگونه چشم ببندم بر این الهه ی عشق؟!
عجب فرشته ی با مزّه ای ست لامصّب!!
جلو نرو که به پایان نمی رسد این راه
کدام خاطره مانده ست؟! برنگرد عقب!
چقدر قرص مسکّن؟! چقدر مُهر سکوت؟!
رسیده درد به عمق ِ... به عمق ِ عمق ِ عصب
کدام آتش عاشق به روح من پیچید؟
که سوخت پیرهن خواب های من از تب!
که در میان دلم بچّه موش غمگینی ست
که فکر می کند این روزها به تو اغلب
که چشم های ِ سیاه ِ قشنگ ِ خیس ِ بد ِ...
که عاشقت شده بودم خلاصه ی مطلب!
ببخش بچّه کوچولوی گیج قلب مرا
اگر نداشت بهانه، اگر نداشت ادب
غزل تمام شده، وقت نحس بیداری ست
تو تازه می رسی از راه خانم ِ... چه عجب!!
سیدمهدی موسوی
- ۴.۸k
- ۲۴ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط