{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 11

پارت 11
سوار ماشینش شدیم و راه افتادیم سمت تولد دوست دخترررش
سام : پیاده شو
نفس : نمیگفتیم من قصد نداشتم اینجا بشینم
سام :تو اینجا خواهر منی اوکی ؟
نفس : اخی دوس دخترت ناراحت میشه بفهمه
سام : اره من دوست ندارم اون ناراحت بشه بریم دیر شد
واوو اینجا کجاس دیگه.. همه مسته مست بودن از دور ی دختر دیدم ک داره سمتم میاد ژوون چ هیکلی داره ولی همه جاش عملیه اومد سمت سام و دستاش و انداخت دور گردنش و لباش و چسبوند ب لباش در کمال تعجب سامم همراهیش کرد پروو خجالتم خوب چیزیه هاا پووف دلم میخواست همین الان از اینجا برم هواش خیلی گرفته بود داغ کردم سام ی لبخند چندش آور زد و رو ب من گفت
سام : نفس جان اینم از عشق من ک حرفشو زده بودم ترلان .. ترلان جان اینم خواهر منه نفس
ترلان دستشو ب سمتم دراز کرد
ترلان ; سلام گلم من ترلانم خوشبختم
اوف فهمیدم دیگ.. منم دستمو خیلی یخ تو دستش گذاشتم و فقط ی خوشبختم گفتم
ترلان : سامی جون اجی نازی داری
فقط تونستم ی مرسی و ی لبخند مصنوعی بزنم
سام : اره عشقم بریم
دست همو گرفتن و جلو من راه افتادن
ترلان : خوشگل خانم برو لباساتو اونجا درآر
نفس : باشه مرسی
داشتم میرفتم پشتش ی شکلک در آوردم ک ی پسره ک اونور تر وایستاده بود دید ی لبخند جندش آور زد و بهم نزدیک شد
پسره : سلام جیگر افتخار آشنایی میدی ؟
نفس : سلام ن..
پسره : اوا چرا پسر ب این خوبیو میخوای کجا پیدا کنی
نفس : اقا لطفا برو اونور مزاحم نشو
داشتم از بوی گند مشروبش خفه میشدم
نفس : با توام میگم برو اونور
پسره : چرا ناز میکنی بیا دیگه
نفس : چقد زبون نفهمی میگم ن م ی خ و ا م
پسره دستمو گرفت و بزور میخواست منو وارد ی اتاق کنه هیشکی حواسش ب من نبود حتی سام صدای اهنگم اینقد زیاد بود ک کسی صداتو نمیشنید وای خدا چیکار کنم
نفس : میگم ولم کن هرکول دوهزاری
هووی گراز شاس..... باسیلی ک بهم زد مزه خونو توی دهنم حس کردم
پسره : تقصیر خودت بود گفتم زر نزن
نفس : کمک کمککککک کسی صدامو میشنوه !!!
پسره در اتاقو باز کردو منو انداخت توش
پسره : خب خوشگله ی امشبو باید با من خوش بگذرونی مگه بده؟
نفس : خفه شو آشغال
پسره : جوووون نازتم میخرم ب سمتم یورش برداشت
نفس : یعنی گاوم از تو بیشتر میفهمه
من نمیدونم چرا گریم نمیاد اه بیا دیگه لعنتی شاید بیخیالم شد با صدای در دومتر هر دوتامون پریدیم فک کنم شکست
اووف این ک سامی
سام : شما داشتین چ غلطی میکردین
نفس : یعنی چی چ غلطی میکردی این داشت ب من تجاوز میکرد بعد تو میگی....
سام :تو یکی دهنتو ببند ک خونه حسابی حالتو میگیرم
نفس : بابااا من ک....
سام : هیسس ب اندازه کافی امشب اعصابمو خورد کردی بپوش بریم
ترلان : اما سامی هنوز ک زوده هنو کادو هارو باز نکردیم
تازه چشمم ب این افریطه افتاد
دیدگاه ها (۷)

پارت 12ترلان : تازه ما نباید بخاطر یکی دیگه ( ب من اشاره کرد...

پارت 13نفس : اوکی فعلا بعدا بهت میزنگمدانیال : اوکی بااایگوش...

پارت 10نفس : هه شتر در خواب بیند پنبه دانه گوهی مرغ شانی خور...

پارت 9تلفنمو برداشتم شماره مامانو گرفتممامان : بعلهنفس : سلا...

رمان دخت من

رمان تو خود منی

Love youپارت پنجم-عامم اینجوری ک تو تعریف کردی حسودیم شد بهش...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part59بلندشدم و رفتم سمتشاما همینکه بلندشدم و...

وقتی میاریش ایران و با پسر عمو هات گرم میگیری

پارت۳

پآرت ⁶یونگی: چیه توبمن زل زدی (با خنده لثه ایی) نوا: نبابا ی...

Love youپارت یازدهم§سلام کوک&کوک صدام نکن هرزه§او ددی این هر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط