{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(سخت گیر) پارت سی و پنجم

(سخت گیر) پارت سی و پنجم

دستشو آروم تر گرفتم
رسیدیم به پله ها
ا.ت: ولم کن اینجا میوفتم
منم ولش نکردم
من هم همینجوری داشتم
از پله ها میرفتم پایین
که پاش لیز خورد افتاد
تو بغلم
خودش در اومد
ا.ت: ولم کن
میترسید پرتش کنم
وقتی که خودش داشت
میرفت یه لبخند رو لبم بود
خیلی ا.ت خوشگل شده بود
با این لباس رفت تو ماشین
جلو نشست
کوک: مامان ما رفتیم با ماشین
خودمون شما هم خودتون بیاین
م.ک: باشه
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
تو راه بودیم
ا.ت داشت اروم اروم اشک
میریخت
ا.ت: کوکیی
کوک: ج...
ا.ت: خواستی بگی جانم
کوک:..
ا.ت: جلو مامانم فیلم بازی
کن که ما باهم خوبیم فقط
امشب باشه
کوک: خب باشه
ا.ت: مرسی رسیدیم
کوک:پیاده شو
ا.ت:کوک دستمو بگیر
ترو خدا فقط امشب
دستشو گرفتم رفتیم
یه تبریکی گفتیم و رفتیم
نشستیم
ا.ت: الان برمیگردم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ا.ت
رفتم خواستم کوک رو اذیت
کنم اهنگ رو که پخش کردن
باید زوجا بیومدن وسط برقصیدن
منم دست یه پسر رو گرفتم
رفتم رقصیدم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کوک
نشسته بودم اهنگ زوج ها
که پخش شد خیلی دلم میخواست
برم با ا.ت برقصم دیدم ا.ت خودش
داره میرقصه اونم با یه پسر دیگه
سریع رفتم پیش ا.ت
#فیک
#کوک
دیدگاه ها (۱۸)

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

تکپارتی جونگ کوک

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

تهیونگ پرسید: بچه مگه شما کرم دارینکوک و ا/ت: هاالیسا: ببین ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت چهارم | «تقریباً لو رفت»روز بعد، ا/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط