همچو صبحم...

همچو صبحم...
یک نفس باقیست..
تادیدارتو...
چهره بنما..
دلبرا تاجان برافشانم چو شمع...
دیدگاه ها (۱)

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

*بر سر خاک دوستان، پا نه و دیده برگشارو نفسی بخود فرو، یک نف...

انسان متحیر در ستایش جزئیات این جهان هستی است..متحیر از ؛تفا...

### 🩸 پارت چهارم: بازتابی بدون چهرهتاریکی مطلق. حتی نوک انگش...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

👑 پارت اول | دعوت‌نامه‌ای از قصربوسان، ساعت شش عصر.صدای پیان...

«رایحه پنهان»موهاش هنوز به‌هم‌ریخته بود و از حالت خواب‌آلود ...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت هشتمساعت نزدیک پنج بود.باران از...

🥀 نیمه تاریک ماه پارت سوم : اعترافی در حضور امپراتوریسکوت س...

همچو صُبحم، یِڪ نفس باقیست تادیدار تـو چِهـره بنمـا دلبرا، ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط