{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این طرف سنگ سوی قافله می اندازند

این طرف سنگ سوی قافله می اندازند
آن طرف سکه سوی حرمله می اندازند
.
تا رسیدیم به شامات نشد گریه کنم
وسط هق هق من هلهله می اندازند
.
آه قدم نرسید از لب تو بوسه زنم
آه نی ها چقدر فاصله می اندازند
.
من هنوزم که هنوز است تنم میلرزد
بین بازار که حرف صله می اندازند
.
پشت دروازه ساعات عمو شاهد بود
به روی گردن من سلسله می اندازن
.
#روز_سوم_که_رسد_یاد_کسی_میفتم
#که_ز_فرط_عطشش_ناله_زده_وای_عمو
دیدگاه ها (۱)

آجرک الله یابقیةالله#ورود_کاروان_به_شامشهر آبستن یک فاجعه ی ...

*** آفتاب لب بامم، پدرِ گریه منم علی اوسطم و پیر عزا و مَح...

امان از دل زینب👇 کم کم صدای قافله دارد می ایداز این طرف هم ...

P55ادامه یک هفته بعد🐱: اوه اوه… بد زد، بد زد.خوبی بچه؟کوک با...

🔴 وقتی میگن قراره دوباره درگیری‌ها شروع بشه همین کلیپ کوتاه ...

☝️🧨سرباز مخلص نظام سلطه🧨☝️🔥بی ناموس اعظم🔥

🇮🇷سلام یا مهدی🇮🇷💗اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُ...

🗝️ کلید استجابت دعا!🔹امام سید مجتبی خامنه‌ای حفظه الله تعالی...

🌷 دعای او مستجاب شدبه وقت شهادت😭شنبه ۱۴۰۴/۱۲/۹#با_تو_در_عهدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط