{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p11

p11
انیا:بچه ها همه امروز بیایید خونه ما
همه:باش ساعت چند
انیا :ساعت ۵:۳۵
همه:باش
ساعت ۵:۳۵
خونه انیا و اندر
(نکته یور و لوید خونه نیستن مسافرتن )
درو زدن انیا درو باز کرد
تا درو باز کرد لوکاس چشماش گرد شد
بچه ها اون جا وستایه زمستون بود بخواطر همین
و انیا هم استین هلقه ای بالا نافی و شورتک لی بعد درو پنجره ها باز کولر ها روشن و خونه اسر یخ بندان بود و اندر هم استین کوتاه و شلوارک لی
حالا بکی استین بلند کت بلند لوکاس شلوار لی بلند و استین بلند و کاپشن و دامیا نهم استین بلند و شلوار لی
اومدن تو خدمت کار کوت و کاپشت هارو گرفت و رفتند تبقه بالا برای تمرین رقص ساعت هفت شروف کردن و ساعت ده شب تموم شد تمرین
بچه ها تو اتاق رقص نشسته بودن به بکی گفت
بکی:خوب بیایید جرعت و حقیقت بازی کنیم
همه:باش بریم
انیا:من بوتری میارم
و بکی یجوری همرو نشوند انیا و دامیانو گذاشت کناره هم
بوتری چرخید بکی به انیا
بکی :جرعت یا حقیقت
انیا:اب قلو اش رو گورت داد و گفت
انیا:ج...ج...ر...ع....ت..جر..عت..جرع اصلا حقیقت
بکی:دست به مهره هره کته
حالا ولی برایه تو نادیده میگیرم
حالا تابه حال پسری رو بیسید😘
__
دیدگاه ها (۴)

spy x love

P26F2پسرا با دخترا رو درو میشنپسرا:ااااااااااااانیا:زهرماررر...

عشق پنهان

P18انیا:نه بابا هوا گرمه فقط🍅دامیان:خوب ما الان نامزدیم دیگه...

عشق پنهان

آوای شبپارت ۱۲ویو نویسنده ساعت : ۳:۳۰ بعد از این که انیا بکی...

P7F2انیا رفت حاضر شد راه اوفتاد به سمت کافه تا بکی رو دید و ...

وقتی اون تو رو به سرپرستی میگیره و ...p20 $ حالا پاشو برو ...

{ خوانواده بی ارامش }

پارت هفتویو هانابا چیزی که دیدم خشکم زد یونگی سانا رو بغل کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط