وقتی اون تو رو به سرپرستی میگیره و ...p20
وقتی اون تو رو به سرپرستی میگیره و ...p20
$ حالا پاشو برو و یادت باشه تو مال منی
فقط وفقط مال من فهمیدی؟
ات. باشه بابا ..کلافه..
پرش زمانی به شب
ساعت های ۷ بود و از خواب پاشدم رفتم wc
کار هام و انجام دادم و لباس پوشیدم و یه
آرایش لایت کردم و موهامو بستم یه عطر
خوش بو که هیونجین گرفته بود واسم هم
زدم دیگه آماده بودم رفتم پایین و به
سمت در رفتم هیونجین به ماشین ش
تکیه داده بود و سرش تو گوشی بود وقتی
منو دید گوشی ش رو خواموش کرد و
گذاشت تو جیبش رفتم سمتش که گفت
$ چرا اینقدر خوشگل کردی ؟
ات . نمیخوام بابابزرگم فک کنه بچم
$ مگه نیستی ؟ ..پوزخند ..
ات. یاااا ..بلند ..
درو واسم باز کرد و نشتیم تو ماشین یه
۵۰ مین بعد رسیدیم
تو راه داشتیم درباره اسم بچه مون حرف میزدیم ( اخیی🫠
اخه از چهار ماهگی 🤦♀️)
زنگ درو زدیم و درو باز کردن رفتیم داخل یه
خونه شیک و با کلاس با دکوراسیون قدیمی
داشتم به اطراف نگاه میکردم که مرد اومد
پیشمون و گفت آقای سو بالا منتظر خانومن
ات. باشه بریم هیونجین
رفتیم به جایی که مرده گفت
درو باز کردیم که ....
ادامه داره
شرط بزارم ؟؟
با اینکه نمیرسونید ولی بازم
$ حالا پاشو برو و یادت باشه تو مال منی
فقط وفقط مال من فهمیدی؟
ات. باشه بابا ..کلافه..
پرش زمانی به شب
ساعت های ۷ بود و از خواب پاشدم رفتم wc
کار هام و انجام دادم و لباس پوشیدم و یه
آرایش لایت کردم و موهامو بستم یه عطر
خوش بو که هیونجین گرفته بود واسم هم
زدم دیگه آماده بودم رفتم پایین و به
سمت در رفتم هیونجین به ماشین ش
تکیه داده بود و سرش تو گوشی بود وقتی
منو دید گوشی ش رو خواموش کرد و
گذاشت تو جیبش رفتم سمتش که گفت
$ چرا اینقدر خوشگل کردی ؟
ات . نمیخوام بابابزرگم فک کنه بچم
$ مگه نیستی ؟ ..پوزخند ..
ات. یاااا ..بلند ..
درو واسم باز کرد و نشتیم تو ماشین یه
۵۰ مین بعد رسیدیم
تو راه داشتیم درباره اسم بچه مون حرف میزدیم ( اخیی🫠
اخه از چهار ماهگی 🤦♀️)
زنگ درو زدیم و درو باز کردن رفتیم داخل یه
خونه شیک و با کلاس با دکوراسیون قدیمی
داشتم به اطراف نگاه میکردم که مرد اومد
پیشمون و گفت آقای سو بالا منتظر خانومن
ات. باشه بریم هیونجین
رفتیم به جایی که مرده گفت
درو باز کردیم که ....
ادامه داره
شرط بزارم ؟؟
با اینکه نمیرسونید ولی بازم
- ۱۶۱
- ۱۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط