1 : 45 a clook
part: 20
________
روز ها و شب ها همینطور میگذشت هفته ها، ماه ها، سال ها
دیگه نزدیک ۱ سال و نیم بود که توی شرکت وکیل بود و قرارداد تقریبا نصف شده بود
ساعت ۱۱ و ۵۶ دقیقه/ سئول
دختر به خودش لعنتی فرستاد و سعی کرد زودتر کارش رو انجام بده تا خودشو تو دردسر ننداخته
اروم کارتی رو که به نام خودش ثبت شده بود زد رو اسانسور و رفت به سمت دفترش
صدای پای فردی رو شنید و خودشو سریع تر داخل اتاق انداخت و رفت سراغ کیفش
ا/ت: ولی اگر فردا تعطیل نبود نمیومدم دنبال کیفم، ترسیدما
دختر سعی کرد لرزش دستش رو کنترل کنه و از اتاق خارج بشه
همجا تاریک بود و در اتاق کار جین کمی باز بود و صدای داد از داخلش شنیده میشد
ا/ت: مگه جین نرفته آمریکا سفر کاری؟ کی تو اتاقشه؟
اروم اروم و لرزون و ترس از اینکه ممکنه دزد اون داخل باشه به سمت در رفت
جونگکوک: به اون مرتیکه بگو اگر اسلحه هام لو بره یا اگر پلیس بفهمه خونش پای خودشه(عصبی یکم بلند)
اون جونگکوک بود؟ چرا اینجاست؟ چرا من به هرچی مشکوک میشم میرسم به جونگکوک؟ وایسا ببینم اسلحه چی؟ تو کره جنوبی حتی اگر مجوز داشته باشی برای اسلحه بازم غیر قانونیه، اسلحه هام؟
دختر داشت سعی میکرد خودش رو بیشتر نزدیک در کنه تا بهتر بشنوه ولی یدفه از پشت توسط کسی گرفته شد و دستمال سفیدی روی صورتش گزاشت که باعث بیهوش شدنش شد
ویو ا/ت*
بدنم خیلی درد میکرد و حس میکردم یه چیز محکمی دورم پیچیده شده
اروم اروم سعی کردم چشمام رو باز کنم و ببینم چه اتفاقی افتاده
با زور سرم رو صاف کردم و چشامو باز کردم و دیدم وسط اتاق جین روی یه صندلی که معلوم نبود از کدوم گوری پیداش شده بسته شده بودم
اخرین چیزی که دیدم چی بود؟ اها جونگکوک، چرا منو بستن اینجا الان خبری ازش نیست
صدای مردونه ای از پشت سرم شنیدم، درست پشت گوشم با صدایی خمار: بازم فضول کوچولو؟
اروم با قدم های ریلکس و اهسته اومد جلو و روی مبل رو به روم نشست
جونگکوک: چرا همجا تو پیدات میشه؟سرت تو کار خودت نیست یا از طرف کسی هستی؟
جونگکوک منتظر به ا/ت نگاه میکرد و بعد از چند دقیقه با پوزخندی گفت: او حواسم نبود دهنت بستس
ا/ت ویو*
الان منو مسخره کرد؟ اون جلوم بود و داشت نگام میکرد البته که حواسش بود که دهنم بستس، میخاست بهم بفهمونه قدرت دست کیه
یه بادیگارد از پشت سر چسبه دور دهنه ا/ت رو باز کرد، به شدت وحشیانه ای این کار رو میکرد که باعث شد صورت ا/ت کاملا قرمز بشه
ا/ت: چی از جونم میخای مرتیکه؟
جونگکوک: اوو لیدی بی ادب شدی
جونگکوک نگاهی به سر تا پام انداخت و دوباره گفت: من چیزی از اون جونه بی ارزشت نمیخوام ولی تو توی کارام داری سرک میکشی و من از مزاحما خوشم نمیاد
________
روز ها و شب ها همینطور میگذشت هفته ها، ماه ها، سال ها
دیگه نزدیک ۱ سال و نیم بود که توی شرکت وکیل بود و قرارداد تقریبا نصف شده بود
ساعت ۱۱ و ۵۶ دقیقه/ سئول
دختر به خودش لعنتی فرستاد و سعی کرد زودتر کارش رو انجام بده تا خودشو تو دردسر ننداخته
اروم کارتی رو که به نام خودش ثبت شده بود زد رو اسانسور و رفت به سمت دفترش
صدای پای فردی رو شنید و خودشو سریع تر داخل اتاق انداخت و رفت سراغ کیفش
ا/ت: ولی اگر فردا تعطیل نبود نمیومدم دنبال کیفم، ترسیدما
دختر سعی کرد لرزش دستش رو کنترل کنه و از اتاق خارج بشه
همجا تاریک بود و در اتاق کار جین کمی باز بود و صدای داد از داخلش شنیده میشد
ا/ت: مگه جین نرفته آمریکا سفر کاری؟ کی تو اتاقشه؟
اروم اروم و لرزون و ترس از اینکه ممکنه دزد اون داخل باشه به سمت در رفت
جونگکوک: به اون مرتیکه بگو اگر اسلحه هام لو بره یا اگر پلیس بفهمه خونش پای خودشه(عصبی یکم بلند)
اون جونگکوک بود؟ چرا اینجاست؟ چرا من به هرچی مشکوک میشم میرسم به جونگکوک؟ وایسا ببینم اسلحه چی؟ تو کره جنوبی حتی اگر مجوز داشته باشی برای اسلحه بازم غیر قانونیه، اسلحه هام؟
دختر داشت سعی میکرد خودش رو بیشتر نزدیک در کنه تا بهتر بشنوه ولی یدفه از پشت توسط کسی گرفته شد و دستمال سفیدی روی صورتش گزاشت که باعث بیهوش شدنش شد
ویو ا/ت*
بدنم خیلی درد میکرد و حس میکردم یه چیز محکمی دورم پیچیده شده
اروم اروم سعی کردم چشمام رو باز کنم و ببینم چه اتفاقی افتاده
با زور سرم رو صاف کردم و چشامو باز کردم و دیدم وسط اتاق جین روی یه صندلی که معلوم نبود از کدوم گوری پیداش شده بسته شده بودم
اخرین چیزی که دیدم چی بود؟ اها جونگکوک، چرا منو بستن اینجا الان خبری ازش نیست
صدای مردونه ای از پشت سرم شنیدم، درست پشت گوشم با صدایی خمار: بازم فضول کوچولو؟
اروم با قدم های ریلکس و اهسته اومد جلو و روی مبل رو به روم نشست
جونگکوک: چرا همجا تو پیدات میشه؟سرت تو کار خودت نیست یا از طرف کسی هستی؟
جونگکوک منتظر به ا/ت نگاه میکرد و بعد از چند دقیقه با پوزخندی گفت: او حواسم نبود دهنت بستس
ا/ت ویو*
الان منو مسخره کرد؟ اون جلوم بود و داشت نگام میکرد البته که حواسش بود که دهنم بستس، میخاست بهم بفهمونه قدرت دست کیه
یه بادیگارد از پشت سر چسبه دور دهنه ا/ت رو باز کرد، به شدت وحشیانه ای این کار رو میکرد که باعث شد صورت ا/ت کاملا قرمز بشه
ا/ت: چی از جونم میخای مرتیکه؟
جونگکوک: اوو لیدی بی ادب شدی
جونگکوک نگاهی به سر تا پام انداخت و دوباره گفت: من چیزی از اون جونه بی ارزشت نمیخوام ولی تو توی کارام داری سرک میکشی و من از مزاحما خوشم نمیاد
- ۳۵.۱k
- ۱۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط