{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۳۳

پارت ۳۳

یونا:آخ سرم لعنتی اینجا کجاست ؟
تانر :بالاخره بیدار شدی
یونا:دستتو بکششش
تانر:باشه بابا کاریت ندارم
یونا:تو همیشه باید مثل موش قائم بشی هرچند انتظاری از تو ندارم که خودتو مثل آدم نشون بدی
تانر:اگه اینکارو میکردم که الان مرده بودم عزیزم
یونا:چرا منو نمی‌کشی تو که خواهرم رو کشتی چرا منو نمیکشی
تانر:خب من اونو کشتم که تو برای من بشی ‌چرا باید تورو هم بکشم
یونا:خودت اعتراف کردی عوضییی .....یوری و جینو هم کار تو بود مگه نه؟
تانر:خب آره خیلی داشتن اذیت میکردن حتی میخواستم اول شیو رو بکشم ولی ....نشد دیگه
یونا:دستات بهش نخورهههه
تانر:اگه دخالت نکنه کاری بهش ندارم
یونا:چی میخوای
تانر:تورو
یونا:در عوض تو چیکار میکنی
تانر:هرچی بخوای
یونا:دست از سر همه بردار
تانر:چشم
یونا:پس قبوله ؟
تانر:واقعا؟
یونا:به شرطی که کاری به دوستام نداشته باشی
تانر:آخه من نمیدونم چرا بهوخار اونا اینجوری میکنی
یونا:چون معنی خانوادهورو نمیدونی
تانر:دقیقا درسته غذات هم بخور بعد از اینا میریم محضر
یونا:ههه‌
تانر:چیه؟
یونا:نمیخوام اول تو به حرفت عمل کن
تانر:باشه پس

ویو جونگ کوک

جونگ کوک:پس داری میگی که اینا جاهایی هستن که امکان داره باشه
جیمین:آره طبق گفته نامجون اون اینجا بوده پس اینجا نگش نمیدارم چونکمیدونن ما بر میگردیم به خاطر همین باید اینجا باشه
جیهوپ:میخوام یه احتمال کوچولو بدم
تهیونگ:بگو
جیهوپ:اگه اونو ببره محضر چی
یونگی:نه بابا
جین:اینم هست
جونگ کوک:چی؟ ولی اون زنه منه
یونگی:ولی واقعی نیست
جونگ کوک:یونگییی
جیمین:بچه ها؟
یونگی:خیله خب

ویو یونا

تانر:خب بیا اینم امضا کردم که کاری به کسی ندارم
یونا:(فک‌کردی باورت میکنم فقط باید زود تر برسیم به محضر )خیله خب

صبح روز بعد

(یونا ساعتی که جونگ کوک بهش داده بود رو که جی پی اس داشت رو روشن میکنه و سریع موقعیتش برای جونگ‌کوک باز میشه )

جونگ کوک:هییی این...این یونا هست
جیمین:چی؟
جونگ کوک:ببین
تهیونگ:اون داره‌میره محضر ولی اون کهوهنوز زن تو هست
شیو:یونا میخواد گولش بزنه میخوادکه ما برسیم و درگیری‌پیش‌بیاد و بتونه فرار کنه و پسرش رو پیدا کنه
جونگ کوک:یون....یونا پسر داره؟
شیو:نههه پسر تانر
تهیونگ:آها ....ها؟
شیو:فک کردین پس نقطه ضعف تانر چیه
یونگی:پس باید بهش کمک کنیم
نامجون:موافقم
جونگ کوک:پس میگه باید بزاریم طبق فکر یونا کاراوپیش بره درسته؟
شیو:دقیقا
جین:پس منتظر چی هستین
جیهوپ:بزنین ....
جیمین:بریم

ویو محضر
یونا:(الان وقتشه)من باید برم دستشویی
تانر:باشه برو
یونا:(احمق )


یونا:پس کجایین ؟

تهیونگ:اینجاست جیمین؟
جیمین:آره به بقیه هم گفتی جونگ کوک؟
جونگ کوک:آره بریم
(که وارد محضر که میشن میبینن کلی بادیگارد وایساده و تانر هم هست که اسلحه هاشونو بیرون میارن و درگیری پیش میاد و یونا صدا رو میشنوه پس میره بیرون و اعضا رو میبینه )
یونا:ایوللل جواب داد ....هی تانر برو به درک
تانر:چی؟لعنتی وایسا اونو بگیریننن اگر فرار کردین همتونو‌میکشم
(بادیگارد ها به سمت یونا میرنکتا بگیرنش ولی این وطس جونگ کوکککک میاد و اون تو بغل میگره که تیر بهش برخورد نکنه ولی به جاش به خودش میخوره)
جونگ کوک:مواظب باشش
یونا:.....
یونا:جونگ کوک؟
جونگ کوک:خوبی تو؟
یونا:تو تیرخوردی باید بریم
جونگ کوک: من خوبم بچه ها یونا جاش امنه بقیه رو بسپارین به بچه ها
اعضا:اوکی سریع بریددد

تانر:بگیرینشششش

ووی ماشین
یونا:میشه یه جایی وایسین جونگکوک تیر خورده و خون ریزی داره
تهیونگ:چی؟
جونگ کوک:من چیزیم نیست همین که تو خوبی منم خوبم
جین:ببینم مثل اینکه واقعا یادتون رفته من‌اینجا هستما
یونگی:جونگ کوک هیچیش نمیشه نترس یونا

چطوریاست خوبه یا نه🫠🤗
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۴تانر :من کیم؟ من تانر هستم کسی که نامزد یونا هست اوکی...

Iove and the moonPart15وارد خونه که شدیم به سمت اتاق رفتم ...

Iove and the moonPart411 ماه بعد یونا: رومی امده شدی بیا که ...

پارت ۲۳(همشون وسط سالن جمع میشن )شیو:تو به چه جرأتی اومدی ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط