اینم از شخصیتم بیریم سراغ بیو
اینم از شخصیتم بیریم سراغ بیو
دارکو/اوسی/سیرک دیجیتال
قد :۱۷۵ -وزن : ۴۰ کیلو - سن :۲۵
ویژگی :مثل جکسه ولی با موهای تیغ تیغ تیغی با مژه و لباس دامنی
و خواهر جکسم (ایدس دیگه )
گذشته: دارکو و جکس با هم خواهر و برادرند و سالهای پیش باباشون ولشون کرد و دارکو و جکس کلی سختی کشیدن و یه روزی جکس با مامانش دعوا میکنه و جکس اون رو هول میده و مامانش به کما میره(میدونم میمیره ولی تغییرش دادم ) وقتی دارکو میبینه مامانش افتاده زمین میخواست جکس رو آروم کنه ولی انقدر ج کس عصبی بوده که اون رو هم هول میده و به جایی که بره کما بیهوش میشه و بعد از چند ساعت به هوش میاد و سریع مامانش رو میبره بیمارستان و وقتی مامانش حالش خوب میشه با همدیگه میرن خونه و تازه دارکو متوجه میشه که جکس نیستش فکر کرد که جکس خود..کشی کرده یا از خونه فرار کرده برای همین کلی شغل رو امتحان میکنه و بالاخره توی ۵ تاش موفق میشه به سختی پول در میآورد و تو اون کلی سختیها مامانش اون رو ول کرد( دارکو اون موقع ۲۰ سالش بوده و ۵ سال کار میکنه ) یه شب که از سر کار برمیگرده میره به کامپیوتر جک سر بزنه و عینک واقعی مجازی رو میذاره رو چشمش و توی سیرک دیجیتال بیدار میشه (قبل از اینکه کین پیشنهاد راه خروج و یا موندن رو بده)
رفتار دارکو : عصبی - خنده رو - تیک عصبی داره - از درون ناراحته ولی به روی خودش نمیاره دقیقا مثل جکس (یادم رفت بگم جکس و دارکو رو هم سن حساب کردم )
کاراش : دست فروش - فروشنده - کارگر- آشپز و از چند تا کاراش اخراج شده
کا مورد علاقه که نرسیده بهش :یوتوبر
تیک عصبی : خاطره های تلخش یادش میاد -دستش میلرزه و تنگی نفس میاد سراغش
یه حمایتمون نشه ؟💖
دارکو/اوسی/سیرک دیجیتال
قد :۱۷۵ -وزن : ۴۰ کیلو - سن :۲۵
ویژگی :مثل جکسه ولی با موهای تیغ تیغ تیغی با مژه و لباس دامنی
و خواهر جکسم (ایدس دیگه )
گذشته: دارکو و جکس با هم خواهر و برادرند و سالهای پیش باباشون ولشون کرد و دارکو و جکس کلی سختی کشیدن و یه روزی جکس با مامانش دعوا میکنه و جکس اون رو هول میده و مامانش به کما میره(میدونم میمیره ولی تغییرش دادم ) وقتی دارکو میبینه مامانش افتاده زمین میخواست جکس رو آروم کنه ولی انقدر ج کس عصبی بوده که اون رو هم هول میده و به جایی که بره کما بیهوش میشه و بعد از چند ساعت به هوش میاد و سریع مامانش رو میبره بیمارستان و وقتی مامانش حالش خوب میشه با همدیگه میرن خونه و تازه دارکو متوجه میشه که جکس نیستش فکر کرد که جکس خود..کشی کرده یا از خونه فرار کرده برای همین کلی شغل رو امتحان میکنه و بالاخره توی ۵ تاش موفق میشه به سختی پول در میآورد و تو اون کلی سختیها مامانش اون رو ول کرد( دارکو اون موقع ۲۰ سالش بوده و ۵ سال کار میکنه ) یه شب که از سر کار برمیگرده میره به کامپیوتر جک سر بزنه و عینک واقعی مجازی رو میذاره رو چشمش و توی سیرک دیجیتال بیدار میشه (قبل از اینکه کین پیشنهاد راه خروج و یا موندن رو بده)
رفتار دارکو : عصبی - خنده رو - تیک عصبی داره - از درون ناراحته ولی به روی خودش نمیاره دقیقا مثل جکس (یادم رفت بگم جکس و دارکو رو هم سن حساب کردم )
کاراش : دست فروش - فروشنده - کارگر- آشپز و از چند تا کاراش اخراج شده
کا مورد علاقه که نرسیده بهش :یوتوبر
تیک عصبی : خاطره های تلخش یادش میاد -دستش میلرزه و تنگی نفس میاد سراغش
یه حمایتمون نشه ؟💖
- ۱۵۷
- ۱۷ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط