{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه

ادامه
انیا میاد بیوفته.........
لوکاس می گیرت.ش
دامیان از عصبانیت مداد تو دستش دو تیکه میشه

اون پشت

کاران:وایی😲.....دامیان چقدر عصبی شد؟
بکی:اه..رو عشق.ش حساس😍
امیل خیلی اروم میره در گوش بکی میگه
امیل:والا...منم بودم عصبی می شدنم....چون که مثل اون رو عشقم حساسم😊😏
بکی=🍅🍅🍅
خیلی وقت بود از گوجه،🍅استفاده نکرده بودم؟

دیگه فیلم برداری تموم میشه همه میرن خونه هاشون

ویو شب وقت خواب

ویو نویسنده

انیا،دامیان تازه اومده بودن خونه.
هردو خیلی خسته بودن
دامیان:انیا
انیا:......
دامیان:الو؟
انیا:........
دامیان:انیا صدام رو میشنوی؟
دامیان میره جلو انیا
انیا سورت.ش رو بر می گردونه
دامیان=😳
انیا:من باتو قهرم😠
+برای چی؟
×جون که تو توی فیلم اون طوری با من رفتار کردی(بغض)
دامیان رفت انیا رو بقل کرد:
ببخشید عزیز.کم،ولی چه میشه کرد؟
انیا بعد از ۲ ساعت قربون صدقه اشتی کرد
روی میز شکلات بود،انیا داشت تند تند می خورد
دامیان اومد دید داره می خوره
دامیان:نخور(داد)
+چرا؟
_تو اونا الکل هست!
(این جا انیا مست شده🍷)
+چی؟(مست تور)
دامیان،ذهن:البته این به نفع بنه😈 (ایده های بد بد داره)
دامیان:بیا بخوابیم،هاااااااااهههه(خم یازه)
انیا و دامیان رفتن به خوابن
دامیان این جا سو استفاده کرد از شرایط آنیا.........‌......

ایده ندارم خودتون یچی سرهم کنید
***
دیدگاه ها (۳)

عشقی حقیقی

عشق پنهان

تو منو دوست داری؟پارت ۳۱موقعیت: شنبه ( تعطیل )ویو دامیانداشت...

آوای شب پارت ۱۱ویو انیا رو پاهاش نشسته بودم ، 🍅🍅🍅 خیلی خجالت...

عشق پنهان

زمرد های صورتی پارت ¹²دامیان اومد بالا و اونا رو تو اون وضعی...

انیا بعد کش.تن یک انسان اخ لباسم خو..نی شد میره تو دستشویی ت...

ادامهبعد دامیان میره خونه پیش انیا انیا رو تخت نشسته بود و د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط