بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
قسمت دوم :
مثلاً به شخصی القا می شودکه تو تناسخ فلان پیرو پیغمبری، یا تناسخ فلان اسطوره ای! اینچنین شخصی وقتی ذهنش به دام می افتد، کارش تمام است! دیگر نمی تواند خودش باشد! از این پس باید در قالب نقشی برود که بر او القا شده است. او دیگر خودش نیست. توسط نامی تسخیر شده است! ای دوست، یک سالک حق، جز خودش کس دیگری نیست. و نباید باشد. او هرگز بدنبال نام نیست.
فریب اسطوره پردازی های تحت عنوان نام و ننگ را نمی خورد. او حتی نام شناسنامه ای اش را هم از ذهن و جانش می زداید و جز به ضرورت آن را بر زبان نمی آورد. اسیرش نمی شود. زیرا هر نامی محدود کننده است. یک نقاب است. نوعی تسخیر است.
آزادی در بی نامی است.فریب نام ها را مخور. به زندانشان مرو. خود را با آنان یکی نپندار. حتی بدنبال نام و برجای گذاشتن نامی از خود نباش. اینها همه حیله است. حتی نخواه که نامی معنوی و پر طمطراق برای خودت دست و پا کنی. خودت را چون یک قربانی در اختیار چنین حیله هایی قرار مده. رها از نام باش. مگذار تو را با هیچ نام و نشانی گول بزنند، مگذار چیزی را به تو تلقین کنند و آنگاه مفت و مُسلّم در اختیارت بگیرند. نام ها را به دوستدارانشان واگذار! تو بی نام باش. آزاد و رها و مُخلَص باش. وجودی خالی از نام، تا به پرواز در آیی. تا خودت باشی. خود خودت. همان که هستی. یک هستی به تمامیت.(پایان)
قسمت دوم :
مثلاً به شخصی القا می شودکه تو تناسخ فلان پیرو پیغمبری، یا تناسخ فلان اسطوره ای! اینچنین شخصی وقتی ذهنش به دام می افتد، کارش تمام است! دیگر نمی تواند خودش باشد! از این پس باید در قالب نقشی برود که بر او القا شده است. او دیگر خودش نیست. توسط نامی تسخیر شده است! ای دوست، یک سالک حق، جز خودش کس دیگری نیست. و نباید باشد. او هرگز بدنبال نام نیست.
فریب اسطوره پردازی های تحت عنوان نام و ننگ را نمی خورد. او حتی نام شناسنامه ای اش را هم از ذهن و جانش می زداید و جز به ضرورت آن را بر زبان نمی آورد. اسیرش نمی شود. زیرا هر نامی محدود کننده است. یک نقاب است. نوعی تسخیر است.
آزادی در بی نامی است.فریب نام ها را مخور. به زندانشان مرو. خود را با آنان یکی نپندار. حتی بدنبال نام و برجای گذاشتن نامی از خود نباش. اینها همه حیله است. حتی نخواه که نامی معنوی و پر طمطراق برای خودت دست و پا کنی. خودت را چون یک قربانی در اختیار چنین حیله هایی قرار مده. رها از نام باش. مگذار تو را با هیچ نام و نشانی گول بزنند، مگذار چیزی را به تو تلقین کنند و آنگاه مفت و مُسلّم در اختیارت بگیرند. نام ها را به دوستدارانشان واگذار! تو بی نام باش. آزاد و رها و مُخلَص باش. وجودی خالی از نام، تا به پرواز در آیی. تا خودت باشی. خود خودت. همان که هستی. یک هستی به تمامیت.(پایان)
- ۹۵۰
- ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط