{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#حکایت_قدیمی

#حکایت_قدیمی

حکایت «دزد باش و مرد باش»

می‌گویند روزگاری سه دزد از راه تونلی مخفی وارد کاروانسرایی شدند و اموال چند بازرگان را به سرقت بردند.

صبح روز بعد، حاکم که از ماجرا باخبر شد، دستور داد نگهبانان را بازجویی کنند. چون هیچ نشانه‌ای از دزدان پیدا نشد، نگهبانان بی‌گناه را متهم کردند.

یکی از دزدان وقتی دید قرار است افراد بی‌گناه تاوان کار او را بدهند، طاقت نیاورد. نزد حاکم رفت و مسئولیت دزدی را پذیرفت و راه ورودش را توضیح داد.

برای اثبات حرفش، خودش وارد چاه شد و از راه تونل گریخت. به این ترتیب، بی‌گناهی نگهبانان ثابت شد و آن‌ها آزاد شدند.

یکی از بازرگانان که اموالش دزدیده شده بود، گفت: «مالم نوش جانش! دزدی که برای نجات بی‌گناهی، جان خودش را به خطر می‌اندازد، هنوز مرام و مردانگی دارد.»

از آن زمان، عبارت «دزد باش و مرد باش» را برای کسی به کار می‌برند که حتی در انجام کار نادرست، از اصول جوانمردی و انصاف دست نمی‌کشد.

گاهی مردانگی در درست‌کاری نیست؛ در این است که نگذاری بی‌گناهی تاوان اشتباه تو را بدهد.


💯
دیدگاه ها (۰)

🔴 دزدان آراسته و آهستهدزدی فقط بالا رفتن از دیوار مردم نیست ...

⚖وکیل من⚖ پارت ۲ — اولین سرنخ چند ساعت بعدجنی در خانه نشسته ...

رمان :قرار داد سرنوشت. part:۴

007-پنهان در مه - پارت ۷۲

فاصله یک لبخند تا جنون

Fabric of Love~P2چویا:آخییششش تمام شدن...لایلا:آره..واقعا زی...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:12^ مقاومتت برای چیه؟ من مطمئنم که اون ...

شاهکاری به نام دروغ

فیک تهیونگ درخواستی لحظه ی دیدار با تو ایدیتورم : @karlykar...

#ارباب‌سنگدل #پارت_11ا.ت با صدایی لرزون و ترسیده. گفت : میگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط