{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش میشد که تو را مثل طلا آب کنم

کاش میشد که تو را مثل طلا آب کنم
بتراشم بدنت را اثری ناب کنم

قابی از چوب منبت بزنم دور تنت
نقش اندام تو را داخل آن قاب کنم

بگذارم به سرت تاج طلا کوب شده
و به گیسوی تو یک شاپره قلاب کنم

بکشم طاق عقیقی به خم ابرویت
تا که ابروی تو را جلوه محراب کنم

نوری از پرتو خورشید به چشمت بزنم
برق چشمان تو را تابش مهتاب کنم

هر چه شیرینی دنیاست بهم آمیزم
شهد لبهای تو را طعم شکر ساب کنم

و به بالای لبت خال سیاهی بزنم
تا که این منظره را کامل و جذاب کنم

بعد از آن، در رخ تو محو تماشا بشوم
با خیال نفست چشم خودم خواب کنم
دیدگاه ها (۱)

دیدم از کوچه ی ما با دگران می گذریبا دلم گفت نگاهت : نگران م...

دیگر گره خورده وجودم با وجودشمحکم شده با ریشه هایم تار و پود...

گفتی چه خبر؟ از تو چه پنهان خبری نیستدر زندگی ام ، غیر زمستا...

ای ماه بی‌همتای من،از عاشقی معنای منای ازتو پرشوراین دل شوری...

کاش میشد که تو را مثل طلا آب کنمبتراشم  بدنت  را  اثری  ناب ...

ڪاش میشد ڪہ تو را مثل طلا آب ڪنمبتراشم  بدنت  را  اثرے  ناب ...

کاش میشد که تو را مثل طلا آب کنمبتراشم بدنت را اثری ناب ...

کاش میشد که تو را مثل طلا آب کنمبتراشم بدنت را اثری ناب ...

کاش میشد که تو را مثل طلا آب کنمبتراشم بدنت را اثری ناب کنمق...

.ڪاش میشد ڪہ تو را مثل طلا آب ڪنمبتراشم  بدنت  را  اثرے  ناب...

ڪاش میشد ڪه تو را مثل طلا آب ڪنمبتراشم بدنت را اثرے ناب ڪنمق...

❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ کاش میشد که تو را مثل طلا آب کنمبتراشم ...

...کاش می‌شد که شـبی غرق نگاهت بشومزورقی گـم شده در چشـم سیا...

چشم هایی به رنگ عسل فصل(1)پلکهایم را بسختی روی هم فشردم و با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط