{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خب من قراره سناریو چند پارتی و طولانی بنویسم بچه ها و تو

خب من قراره سناریو چند پارتی و طولانی بنویسم بچه ها و تو این پست قراره توضیح بدم داستان از چه قراره(منظور من سناریو بود) خب بریم نقش ها و داستان رو توضیح بدم😇😁
داستان: سناریو ما درمورد دختری به اسم هاناکو که در سن دوازده سالگی تبدیل به شیطان شد و قدرت های خاص خودش رو بدست آورد حالا نقش های اصلی ما هاناکو، کلینا، شینا، شرکینا، مارینا و کارکنان دیگر هم نقش اصلی هستن همه ی اینهایی که گفتم همشون تبدیل به شیطان شدن و قدرت های خاصی دارند حالا می خوام نقش و زندگی این کاراکتر هارو بگم😉😊😊
1- هاناکو: از وقتی تبدیل به شیطان شده گردنبند با نماد گرگ گرفته نماد گرگ خطر ناک ترین نماد جهان هستش یعنی فقط هاناکو تونسته به این دست بزنه
و اگه دست نا احلش بیوفته ممکن اتفاقات بدی بیوفته خاص ترین گردنبند نماد گرگ هستش و هاناکو بلده چجوری ازش استفاده کنه هاناکو چشم های آبی و موهای آبی دارد ( کل روز اینطوری هستش مثلا لنز نزده یا موهاش رو رنگ نکرده ازوقتی به شیطان تبدیل شده موهاش تغیر رنگ داده و چشماش آبی شده مادرش هم همین شکلی بود که مادرش به دست یه نفر کشته شد) جالب اینجاست که درست روز تولدش تبدیل به شیطان شد و هروقت تولدش میشه اون روز رو جشن نمیگیره چون اون روز روز بدبختیه هاناکو هستش هاناکو تو گروه بیکوماچی(حالا اسم یه گروه هستش) یه خواننده خیلی معروف و یه آیدل دوست داشتنی هستش هم گروهی هاش هم کلینا(که بهترین دوست هاناکو هست) شینا و شرکینا و رئیس هاناکو مارینا هستش یعنی مارینا به هاناکو ماموریت میده تا هاناکو اونهارو انجام بده دشمن هاناکو گروه دلقک ها هستش هاناکو از رئیس گروه دلقک ها می خواد انتقام بگیره چون اون کسی بود که پدرو مادر هاناکو و خانوادش و حتی دوستاش رو کشت(بیچاره هاناکو😔) هاناکو رنگ مشکی میپوشه.............
بقیش رو بزارم؟😌
دیدگاه ها (۰)

𓆩♡𓆪 «و این‌گونه، داستان ما به فصلِ هزارم رسید…» 𓆩♡𓆪گاهی بعضی...

پارت ۲آلیا: لیا دیگه زود باش دختر، به قطار نمی‌رسیم‌ها؟لیا: ...

would you like to be with me forever?

بلاخره بیوی کامل فلیکس اوسی اصلیم!!

خیلی خب! الان دیگه وقت رمان نویسیه.

🎀💞سلام قشنگای من حالتون چطوره💖💕اول اینکه نظرتون درباره رمان ...

پارت ۲۲:

نام نام اوسی شیطان کش ساختمممممممم سایورا بی‌شعور پدرم درومد...

🧸 𓂃 ࣪˖ ִֶָ🌙💌ماه آروم به جیمین نگاه کرد و لبخند زد. + می‌دونی...

لبخند بزنی و فرار کنی از خود واقعیت از حال واقعیت از شرایط م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط